خودکشی دختری که در سایت همسریابی عضو بود

خودکشی

دختر جوان زمانی که با مرد شیاد در سایت همسریابی آشنا شد، تصور نمی‌کرد سرنوشت شومی در انتظارش باشد.

به گزارش جام‌جم، روز‌های پایانی هفته گذشته مردی با حضور در پلیس فتای استان خراسان‌رضوی برای رازگشایی از مرگ دختر ۲۴ ساله‌شان درخواست کمک کرد.

شاکی در اظهاراتش گفت: دخترم یک سال پیش با مردی نامزد کرد و قرار بود با هم ازدواج کنند اما آنها در پی اختلافاتی از هم جدا شدند. بعد از آن دخترم دچار افسردگی شد و بعد از چند ماه حالش بهتر شد. او بعد از بهبود نسبی دوباره دچار افسردگی شد و این بار با خوردن قرص دست به خودکشی ‌زد.

دخترم در مدت کوتاهی سه بار با خوردن قرص خودکشی کرد که هر بار او را سریع به بیمارستان رسانده و نجات دادیم اما آخرین بار در خانه نبودیم و او به دلیل شدت مسمومیت جان سپرد.

وی اضافه کرد: ابتدا من و همسرم گمان می‌کردیم علت مرگ دخترمان بر اثر افسردگی بوده اما چند روز پیش از طریق دوستان دخترم متوجه شدیم تصاویر خصوصی او در لاین، تلگرام و واتس آپ منتشر شده است .همین موضوع ما را به شک انداخت که مرگ دخترمان بر اثر خودکشی ناشی از افسردگی نبوده، بلکه به دلیل انتشار عکس‌هایش بوده است.

رازگشایی از مرگ مرموز دختر جوان

همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات پلیس فتا برای رازگشایی از علت مرگ این دختر آغاز شد تا این‌که ماموران رد مردی را که عکس‌های خصوصی دختر فوت شده را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بود، به دست آوردند. با شناسایی هویت این مرد که کارمند یک شرکت بود، وی دو روز پیش دستگیر و با انتقال به پلیس فتای استان خراسان‌رضوی، مدعی شد دختر جوان را نمی‌شناسد و نمی‌داند چه کسی عکس‌های او را منتشر کرده است.

اعتراف متهم

تحقیقات از این مرد ۲۲ساله ادامه داشت تا این که وی روز گذشته اعتراف کرد در مرگ دختر جوان نقش داشته است. متهم پرونده در اظهاراتش گفت: من در سن پایین به اجبار خانواده‌ام ازدواج کردم و بعد هم صاحب فرزند شدیم. در این سال‌ها به دلیل مسائل و مشکلات زندگی، هیچ وقت احساس جوانی نکرده بودم بنابراین به دنبال فردی می‌گشتم تا با او دوست شوم و ارتباط احساسی با وی برقرار و مشکلاتم را فراموش کنم. تصمیم گرفتم در یک سایت همسریابی عضو شوم. پس ازدو ماه در آنجا با دختر جوانی که عضو سایت همسریابی بود، آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. بعد از چند ماه وانمود کردم هزینه‌های ارتباطمان در سایت همسریابی بالا رفته و بهتر است برای کاهش این هزینه‌ها در لاین، واتس آپ و تلگرام ارتباط برقرار کنیم.

وی اضافه کرد: در ادامه اعتماد دختر جوان را جلب کردم. او درباره گذشته و زندگی‌اش با من حرف زد و همان موقع بود که متوجه شوم او از نامزد سابقش جدا شده است.

متهم تصریح کرد: در ادامه ارتباطمان توانستم از دختر جوان عکس‌های خصوصی بگیرم و از او خواستم باید با من ارتباط پنهانی داشته باشد اما خواسته‌ام را نپذیرفت و تهدیدم کرد از من شکایت می‌کند. زمانی که او ارتباطش ر ا با من قطع کرد و به خواسته‌ام توجهی نکرد، تصاویر خصوصی‌اش را در لاین، واتس آپ و تلگرام منتشر کردم. گمان نمی‌کردم با این کار باعث شوم او خودکشی کند و جانش را از دست بدهد.

زنگ خطری برای زنان و دختران

سرهنگ جواد جهانشیری، رئیس پلیس فتای استان خراسان‌رضوی در این‌باره گفت: با اعتراف متهم، وی روانه زندان شد. با توجه به این که احتمال دارد متهم افراد دیگری را نیز در دام سیاه خود گرفتار کرده باشد، تحقیقات پلیس از وی ادامه دارد.

وی با هشدار به دختران جوان از آنها خواست به‌راحتی فریب دوستی‌های اینترنتی در فضای مجازی و سایت‌های همسریابی را نخورند و اطلاعات، مسائل خانوادگی و عکس‌های خصوصی خود را در اختیار افراد غریبه‌ای که در این گونه فضاها حضور دارند، قرار ندهند؛ زیرا افراد سودجو در فضای مجازی با هویت‌های جعلی درکمین هستند تا با فریب دختران و زنان جوان، جان و مال و شرافت آنها را به خطر بیندازند و این زنگ خطرجدی برای خانواده‌هاست که باید آن را جدی بگیرند.

تعرفه جدید ثبت ازدواج و طلاق در سال ۹۴

تعرفه ثبت ازدواچ و طلاق

سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، تعرفه جدید حق التحریر دفاتر ازدواج و طلاق را به کانون سردفتران ازدواج و طلاق اعلام کرد.

به موجب ابلاغیه شماره ۹۴/۷۷۸۱۲ مورخ ۱۲ مرداد سال ۹۴، تعرفه حق‌التحریر ازدواج و طلاق از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام شد.

بر اساس این ابلاغیه، حق‌التحریر ثبت ازدواج و ثبت طلاق رجعی و بائن، یک میلیون و ۹۰۰ هزار ریال (۱۹۰ هزار تومان) است.

همچنین در ابلاغیه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، حق‌التحریر ثبت رجوع، بذل مدت و فسخ نکاح، مبلغ ۳۰۰ هزار ریال (۳۰ هزار تومان) تعیین شده است.

طبق تعرفه جدید، دفاتر ازدواج و طلاق برای اجرائیه ، اخطاریه و رونوشت مبلغ ۲۰۰ هزار ریال معادل ۲۰ هزار تومان دریافت‌ می‌کنند.

در تبصره ابلاغیه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور آمده است: مبالغ مربوط به اوراق و اسناد ازدواج و طلاق و هزینه اعلامیه‌های تعیین شده، علی‌حده وصول می‌شود.

خواهر شوهر شماره عروس را در سایت همسریابی پخش کرد

خواهر شوهر

به گزارش ایرنا، سرهنگ یزدان‌نیکنام گفت: چندی پیش زن جوانی با در دست داشتن شکواییه‌ای از دادسرای رسیدگی به جرایم اینترنتی به این پلیس مراجعه و اظهار کرد که فرد ناشناسی شماره تماس وی را در یک سایت همسریابی قرار داده است و روزانه ده‌ها نفر برای ازدواج با او تماس می‌گیرند.وی افزود: به دنبال این شکایت تلاش‌های پلیس فتا برای شناسایی عامل بارگذاری شماره تلفن در سایت همسریابی آغاز شد و ماموران با استفاده از آخرین شیوه‌های نوین کشف جرم به اطلاعاتی دست یافتند که حکایت از حضور یک زن در ماجرا داشت.وی خاطرنشان کرد: پلیس با ردیابی و انجام تحقیقات شبانه‌روزی متهم را شناسایی و دستگیر کرد.

نیکنام ادامه داد: متهم پس از دستگیری و انتقال به پلیس فتا، ابتدا منکر هرگونه اتهامی شد ولی پس از روبه‌رو شدن با شاکی پرونده، به ناچار لب به اعتراف گشوده و از یک حسادت کودکانه پرده برداشت و گفت: چند سال پیش از همسرم جدا شده و پس از جدایی در خانه پدرم زندگی می‌کردم، در این میان همیشه به زندگی عاشقانه برادرم با عروسمان حسادت می‌کردم تا اینکه یک روز مشخصات او را به همراه شماره تماسش در یکی از سایتهای همسریابی ثبت کردم تا با این کار برادرم را مجبور به جدایی از همسرش کنم و به خیال خودم به این زندگی رومانتیک خاتمه دهم.

ازدواج کردن با چه زن هایی جایز نیست؟

ازدواج حرامبا اینکه در اسلام در مورد مباحث مهمی چون ازدواج کردن، اجتناب از تجرد، آداب ازدواج و… بسیار بحث شده و مسیر برای مومنان هموار و روشن گردیده است، اما در کنار آنها بحث بسیار جالب دیگری با عنوان «ازدواج های ممنوعه» نیز مطرح می شود که بررسی آن لازم و ضروری به نظر می رسد.

  1. ازدواج با محارم حرام است مثل مادر و خواهر و مادرزن و مادربزرگ و خاله و عمه و برادرزاده و خواهرزاده و خواهر رضاعی و … و همچنین ازدواج با زنهایی كه طی سبب خاصی حرام مۆبد می شوند. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج۲، م۲۳۸۴ و ۲۳۸۸ و م۲۴۰۰)
  2. جمع بین دو خواهر در ازدواج صحیح نیست و حرام است. (استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۴، س۱۲۰)
  3. اگر طلاق بائن است بعد از طلاق, و اگر رجعی است قبل از گذشت ایّام عدّه نمی توان با وی ازدواج كرد. (استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۴، س۱۱۹)
  4. ازدواج دائم مسلمان با غیر مسلمان ولو اینكه كتابی باشد باطل است, بلی ازدواج موقّت مرد مسلمان با زن كتابی جایز می باشد ولی ازدواج با غیر اهل كتاب ولو اینكه موقّت باشد باطل است. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۷)

سبک ازدواج در ایران

سبک ازدواج

مفهوم ازدواج و خانواده در دوران جدید مدام در حال تغییر و تحول بوده است.

امروزه اگر تمایل جوانها به ازدواج کمتر شده است دلایلش را نباید فقط بخاطر مشکل های اقتصادی و بیکاری و مانند آن دانست ( اگر چه این ها موجبات گرفتاری های دیگری خواهند شد که باید در جای خود به آن پرداخت ) بلکه باید آنرا به عنوان یک موضوع جدید کارشناسی و در کنار سایر تحولات دید.

موضوع ازسکه افتادن ازدواج که این روز ها شاهدش هستیم تنها جوان های بیکار و مشکل دار را شامل نمی شود بلکه حتی آنها هم که در این زمینه ها تنگنایی ندارند با شرحی که خواهد آمد در خیلی موارد نگاه قشنگ و زیبای سابق را نسبت به” بودن با فرد دیگری بعنوان همسر ” از دست داده اند.

نه تنها در مورد جوانان بلکه آمار افرادی که در سالیان دور تر ازدواج کرده اند و اینک در نیمه های راه زندگی هستند, مثلادر سنین حدود ۵۰ سال و حتی بیشتر هستند , آنهم نشانگر آن است که درصد بالایی ( بیش از ۵۰ در صد ) از آنها چندان به ازدواجی که کرده اند شوق نشان نمی دهند و این را در طلاق عاطفی شان مشاهده می کنیم.

بحث کارشناسی و علت یابی چنین موضوعی نیاز به بررسی و اظهار نظر صاحبنظرها و اندیشمندان این حوزه ها دارد ولی آنچه افرادی مثل من که بیشتر با خانواده ها و والدین سرو کار داریم می توانیم نگرانش باشیم چالش های بین والدین و فرزندان از یک سو و جوانها در خودشان است که همه ناشی از نگرانی از آینده می باشد.

یکی از دلایل این دلواپسی های والدین این است که می خواهند به زور و تحمیل وضعیت امروز جوانان را با دنیایی که خودشان در گذشته داشته اند قیاس کنند و مسایل را به همان شیوه حل نمایند.

اصرار مکرر و فشار مضاعف به دختران و پسران جوان برای گرویدن به ازدواج بدون شناخت عوامل موجود وجنبه های دیگر زندگی و اهمیت هایی که خانواده می تواند داشته باشد ممکن است همان گرفتاری هایی را برای مردان و زنان آینده ما به بار بیاورد که در گذشته به شکلی دیگر اتفاق افتاده و امروز نتیجه اش آن شده که فرزندان می گویند :” اگر ازدواج خوب است چرا خودتان اینهمه از ازدواجتان بد می گویید و نارضایتی دارید؟”( یعنی همان طلاق عاطفی )

ازدواج را هر نوع که تعریف کنیم بایستی در نظر بگیریم که آن یک پدیده زیستی اجتماعی است که بین دو جنس مخالف برقرار می گرددولی در کنار تحولات خانواده و متناسب با شرایط موقعیت ها و دوران تحولات اجتماعی اقتصادی مفاهیم و اهدافش در طول زمان ثابت نبوده بلکه مدام تغییرکرده است.

اگر بخواهیم تفکیکی بین” خانواده انسانی “و خانواده در بعضی از موجودات و جانوران عالی تر (مانند بعضی از انواع میمون ها ) از این لحاظ قایل شویم به همین نکته بسنده کنیم که در این ها بیشتر انگیزه های فطری و ثابت و”درون نهاده ها ” ودر انسان علاوه بر آن احساس نیازهای واقعی ,عامل شرایط و تحولات اجتماعی و اقتصادی و “برون نهاده ها ” نقش اساسی در تغییر شکل ازدواج و خانواده را دارد.

بعضی از این عوامل عبارتند از :

تسهیل ارتباطات , تغییر نوع و روش های کار, آمدن ابزار و تجهیزات و وسایل جدید تولیدی , آگاهی هاو تماس مدام با سایر فرهنگ ها وشناخت از زندگی سایر مردم دنیا, تاثیر عوامل زیست محیطی در تغییر خلق و حتی نقش انواع مواد غذایی , شیمیایی و انواع اشعه و…در کاهش هورمون های جنسی , وجود امکانات جدید موبایل و تابلت و تعدد وسایل مشغول کننده و سرگرمی و.تحولات اجتماعی اقتصادی و تغییر نگاه در ارتباط بین زن و مرد ..و ده ها عامل دیگر همه و همه موجب گردیده که نگاه به خانواده و ازدواج در عصر اینترنت را با دوران های قبل از خود کاملا متفاوت نماید.

با مختصری که گفته شد مشاهده می کنیم که جوان امروز اگر تمایلی به ازدواج مانند گذشته ندارد ریشه اش را باید در عوامل فوق دیدو در بسیاری موارد هم دیده شده که اگر هم ازدواج کند(به استثنای بعضی خانواده های سنتی ) دیگر نمی توان همان کارکرد و اهداف را که گذشته ناظر بر امر ازدواج بود را از آن توقع داشت.

با نگاهی سطحی به “دور و بر “خود انواعی از ازدواج ها می بینیم که حتما در خانواده های مختلف و بافت های گوناگون متفاوت خواهد بود واینجا به بعضی از آنها اشاره می شود .

این تنوع اگر چه دقیق نیست ولی ارزش آنرا دارد که به هنگام تصمیم گیری برای ازدواج فرزندمان بدانیم که او واقعا دنبال چه چیزیست و چه نوع ازدواج یا خانواده ای را می خواهد داشته باشد ؟

ازدواج دایم:

ازدواج بین یک مرد و یک زن با رعایت قوانین عرفی قانونی و ثبت در یکی از دفاتر رسمی ازدواج با هدف تکمیل یکدیگر و زناشویی مناسب , حفظ و اهمیت به چارچوب های خانواده و پیشینه اصل و نسبی با یا بدون فرزند آوری .

در چنین ازدواجی معمول است که در صورت فرزند آوری توجه به مهربانی و مهرورزی به فرزند و آموزش وپرورش آنها امر مهمی است بعلاوه بودن در زیر یک سقف مشترک تا پایان عمر و با ذوق و شوق با هم زندگی کردن با هدف تکامل ارزش های فردی خانوادگی و انسانی به توافق در می اید.

ازدواج موقت :

این همان است که به صیغه معروف است و دارای ضوابط و قوانین خاص خود از جمله صیغه عقد و… است که رعایت موازین قانونی و شرعی را لازم دارد.

ازدواج دایم با هدف کوتاه مدت :

ازدواجی که چند سالی مد شده است و اگر چه شکل و شمایلش “دایمی” است ( همه آداب و مراحل را دارد ازجمله خواستگاری و ثبت در دفتر رسمی و انجام مراسم عروسی و …)و خلاصه همه چیزش ظاهر همیشگی دارد ولی هدف داماد یا عروس و روند امور برای “زمان دایم ” طراحی نشده است و از همان ابتدا برای عروس و داماد و گاه برای والدین هم مشخص است که این وصلت به قصد همیشه نیست .

این نوع ازدواج را هم در بین ثروتمندان و هم در طبقه متوسط اغلب می توان دید.

بیشتر در بین فرزندان افراد پولدار و با امکانات فول که در ذهن شان همه چیز قابل معامله می باشد مشهود است.

چون ثروت زیادی دارند و اغلب هم تازه به دوران رسیده هستند می بینند فرزنشان نیاز به جنس مخالف دارد و نیاز به یک همبازی !دارد در کنار ماشین و …موافقت می کنند که تدارک چنین ازدواجی را ببینند تا فرزندشان مدتی مشغول شده و از تنهایی رها شود.

نوع عمومی ترش بین جوانانی است که بر عکس گروه اول , پول و ثروت زیادی ندارند ولی پر مدعا هستند و تفکر سهل گیرانه نسبت به زندگی و ازدواج دارند و چنین استدلال می کنند که :

“ازدواج قرار نیست برای همیشه باشد بلکه “مدتی با هم خواهیم بود. اگر هم از هم خوشمان نیامد و همدیگر را نخواستیم از هم جدا می شویم ” و…( همین تفکری که انتهایش این است که بگفته آمار ها بیش از ۳۵ در صد جوانان در سه سال اول بعد از ازدواج از هم جدا می شوند )

ازدواج سفید:

در این شکل زن و مرد بدون اینکه در” دفتر رسمی ” پیوند زندگیشان را ثبت کنند با تظاهر به زن و شوهر بودن خانه ای می گیرند و گاه چند سالی را با هم مانند یک زوج واقعی زندگی می کنند .

این نوع ازدواج که تقلیدی از خارجی هاست ممکن است به ازدواج دایمی بی انجامد یا اینکه خیلی راحت طرفین از یکدیگر جدا شوند.

ازدواج دایم – دوره ای:

ازدواجی که معمولا در قالب ازدواج دایمی است ولی عملا گاه برای مدت چند سال و یا حتی تا آخر عمر به علت اشتغال همسر, زمان با هم بودن زوجین محدود به چند روز در ماه می شود .

نمونه این ازدواج در بین کارکنانی که به اقتضای کار در مناطق نفتی و گازی و یا پروژه های گوناگون کار می کنند ( انواعی از کار اقماری ها )دیده می شود.

اشکال خفیف تر در بین بعضی نظامیان , برخی از کادر پزشکی , خلبان های برون مرزی و رانندگان حمل و نقل جاده ای ترانزیتی و…وجود دارد.اینها دویا سه هفته کار می کنند و چند روز استراحت دارند . در اینجا مفهوم خانواده در واقع فقط برای چند روز یا یکی دو هفته فقط “دایر “است .

خیلی وقت ها همسر قبل از ازدواج، اطلاع ندارد که ازدواجی که دارد انجام می دهد امکان دارد در اهدافش چنین خانواده ای را برای تمام عمر در نظر گرفته است.

ازدواج دایم -فصلی:

این نوع ازدواج بیشتر در بین افراد متمول و دو تابعیتی ( ایرانی و ..؟)مدتی است رایج شده است .بدین ترتیب است که یکی اززوجین مثلا شوهر در ایران سکونت دارد ولی همزمان خانه ای هم در یکی از کشورهای خارج برای همسر و فرزندان خریداری یا اجاره می کند.

زن و فرزند( اگر فرزند داشته باشد ) در کشور مربوط زندگی یا تحصیل می کند و همسر هم با توافق هایی در اینجا به اشتغال بکار و کسب درآمد ادامه می دهد ولی هر چند ماه یکبار سری به آنها می زند و ضمن تامین مخارج زندگی شان از دور نظارت نموده وعملا شرایط تاهل خود را حفظ می کنند.

شکل دوم این نوع ازدواج گاهی هم بین مرد های ایرانی ساکن شیخ نشین های خلیج فارس که زنی در یکی از شهرهای ایران اختیار کرده برقرار می شود .

نمونه دیگر ساده ترش از سالیان دور بین بعضی از زوجین که شوهر به دلایلی مجبور به سکونت در شهر دیگری است وجود دارد. در این شکل شوهر ( که گاه ممکن است همسر یا همسران دیگری هم داشته باشد ) هر چند ماه یکبار سراغ زن و فرزندانش آمده و ضمن رسیدگی به آنها مدتی پیش آنها می ماند و مجددا به محل زندگی دیگر خود بر می گردد .

ازدواج های کوتاه مدت – با هدف مهاجرت:

این نوع ازدواج قبلا بیشتر رایج بود ولی با تغییر بعضی از قوانین در ایران و برخی کشور ها از تعدادآنها کاسته شده و یا شکل قبلی تغییر یافته است .

در این نوع ازدواج یک طرف که “خارجی “است یا “ایرانی ولی مقیم و ساکن یکی از کشورهای آنطرف آبی” است , متعهد می شود که با گرفتن امتیاز یا وجوهی ازطرف دیگر او را به عنوان “همسر” خود به کشور مورد نظر ببرد.

این ازدواج صوری که در یک دفترخانه رسمی ثبت می شود به شکل دایم ( با نیت موقت ) بسته می شود ولی همینکه امکان مهاجرت شخص در کشور مورد نظر فراهم شد ممکن است با توافق طرفین ملغی گردد.

سبک زندگی اسلامی

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در راستای بررسی سبک زندگی اسلامی، بر آن شدیم تا به طور خاص، به بررسی مواردی که در متن زندگی مردم جریان دارد، بپردازیم. به همین منظور، برای آسیب‌شناسی همسرداری و روابط جنسی با حجت‌الاسلام کاظم دلیری، پژوهشگر مرکز اخلاق و تربیت اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، گفت و گویی ترتیب داده شده است که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
با توجه به سیرهٔ رسول خداصلی الله علیه و آله و ائمۀی اطهار علیهم‌السلام چه روش‌هایی برای همسرداری در اسلام سفارش شده است؟

با ازدواج ارتباطی جدید میان دو جنس مخالف از انسان‌ها شکل می‌گیرد. سالم‌سازی و بهینه‌سازی این ارتباط در درجهٔ نخست متوقف بر آن است که هر یک از زن و مرد به درستی یکدیگر را بشناسند؛ جایگاه خود و حقوق و وظایف متقابل خود را بدانند و همان نقشی را که خداوند متعال در عالم تکوین و تشریع بر عهدهٔ آنان نهاده به نحو احسن ایفا کنند.

در قرآن کریم و روایات نورانی معصومین علیهم‌السلام به جایگاه زن و مرد و حقوق و وظایف متقابل آنان در خانواده بسیار پرداخته شده است؛ مثلاً در برخی روایات با توصیف بهترین زنان و بهترین مردان، به بیان حقوق و وظایف متقابل آنان پرداخته‌اند و از این رهگذر بهترین روش‌های همسرداری را نیز بیان کرده‌اند که نمونه‌هایی از آن را در اینجا ذکر می‌کنیم. در ابتدا نمونه‌هایی را می‌آوریم که ناظر به بیان شیوه‌های شوهرداری زنان است و سپس نمونه‌ای را که ناظر به شیوه‌های زن‌داری مردان است و با بیان مطلبی دیگر در این باب این بحث را خاتمه می‌دهیم.

روایت اول: نرم‌خویی و کسب رضایت شوهر

در روایتی از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام چنین آمده است: «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الْخَمْسُ‏ قِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَیِّنَةُ اللَّیِّنَةُ الْمُؤَاتِیَةُ الَّتِی إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَکْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى یَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِی غَیْبَتِهِ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ»‌(الکافی؛ ج۵ ؛ ص۳۲۴-۳۲۵، بَابُ خَیْرِ النِّسَاء، ح۵): بهترین زنانتان [دارای] پنج [خصلت]اند. گفتند: یا امیر المؤمنین! آن پنج خصلت کدام‌اند؟ فرمود: نرم و نرم‌خو و فرمانبردار، که چون شوهرش خشمگین شود خواب بر چشمانش نمی‌آید تا شوهرش راضی شود و در غیاب شوهر، نگهدار اوست. این زن کارگزاری از کارگزاران خداست و کارگزار خدا محروم نمی‌شود.

این روایت در حقیقت برخی شیوه‌های همسرداری و تعامل مؤثر زن را با شوهر بیان می‌کند. نخستین تأکید این روایت، بر نرمخویی زن است. بدون‌شک نرم‌خویی از مهم‌ترین کلیدهای موفقیت در همهٔ عرصه‌های دینی و دنیایی و از جمله عرصهٔ همسرداری است که محبت همسر را جلب می‌کند و به کانون خانواده گرمی و صفا می‌بخشد و از سوی دیگر تندخویی، سبب کاهش محبت‌ها سردی کانون خانواده می‌شود.
تأکید دیگر این روایت بر اهتمام زن به کسب رضایت شوهر است. کسب رضایت شوهر یکی از مسئولیت‌های سنگین زن در زندگی است که یکی از عرصه‌های مهم آن کسب رضایت جنسی و تأمین کامل نیاز جنسی مرد است. بدون‌شک اگر نیاز جنسی مرد و به‌تبع آن نیاز جنسی زن به شکل کامل در محیط خانه تأمین شود، دیگر این نیاز به سطح جامعه و کوچه و خیابان کشیده نخواهد شد و جامعه سالم و پاک خواهد ماند.

در روابط جنسی، مرد بیشتر طالب و خواهان است و زن مطلوب و پاسخگو و بدیهی است که اگر زن پاسخگوی خوبی برای مرد نباشد نیاز مرد برطرف نمی‌شود، ازاین‌رو اسلام بر ارضای نیازهای جنسی مرد توسط زن تأکید فراوان کرده است. اگر کسب رضایت شوهر در زندگی زن در اولویت قرار گرفت، نارضایتی شوهر خواب را از چشمان همسر محبوب وی می‌گیرد و تا رضایت همدم صمیمی خود را جلب نکند دیده بر هم نمی‌نهد و پروندهٔ عمل یک روز خود را با نارضایتی شوهر نمی‌بندد.

نکات پیشین به هنگام حضور مرد در خانه مربوط بود، اما زن در غیاب شوهر نیز مسئولیت‌هایی بر گردن دارد که در این روایت به آن اشاره شده است. زن در غیاب مرد نیز باید نگهدار او باشد؛ اولاً از اموال او مراقبت کند؛ بذل و بخشش بیجا نکند، و از اسراف و تبذیر در مصرف و در انفاق بپرهیزد، ثانیاً زن باید در غیاب شوهر، رازدار خوبی برای زندگی مشترکشان باشد و اسرار زندگی‌شان را نزد هیچ کس و ناکسی فاش نسازد.

زن با این ویژگی‌ها در زمرهٔ کارگزاران خدا قرار می‌گیرد کارگزارانی که خداوند متعال به وسیلهٔ آن‌ها اهداف خود را در عالم هستی به‌پیش می‌برد. زن در خانه هرچند در جلب رضایت شوهر می‌کوشد و به او خدمت می‌رساند، اما درحقیقت از خدا اطاعت می‌کند و خداوند کارگزاران خود را که چنین زنانی از جملهٔ آنان‌اند در دنیا و آخرت محروم نمی‌کند و تلاش‌هایشان را بی‌پاسخ نمی‌گذارد و آنان را به رستگاری و نعمت‌های موعود بهشتی می‌رساند.

پس نرمخویی و کسب رضایت شوهر به‌گاه حضور مرد در خانه و حفظ مال و آبروی همسر به هنگام غیاب مرد در خانه، از شیوه‌های همسرداری است که زن با رعایت آن‌ها می‌تواند سطح اخلاقی زندگی خود را ارتقا دهد.

روایت دوم: دست‌پخت خوب و هزینهٔ درست اموال شوهر

در روایت دیگری از امام صادق علیه‌السلام چنین آمده است: «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَةُ الرِّیحِ الطَّیِّبَةُ الطَّبِیخِ الَّتِی إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِذَا أَمْسَکَتْ أَمْسَکَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ وَ لَا یَنْدَمُ(الکافی؛ ج‏۵ ؛ ص۳۲۵، بَابُ خَیْرِ النِّسَاء، ح۶؛ نیز همان، ح۷)» : بهترین زنان شما خوشبو و دارای دست‌پخت خوب است که چون خرج می‌کند به نحو پسندیده خرج می‌کند و چون نگه می‌دارد [و خرج نمی‌کند] به نحو پسندیده نگه می‌دارد. پس آن زن کارگزاری از کارگزاران خداست و کارگزار خدا بدبخت و پشیمان نمی‌شود.

در این روایت نیز با توصیف بهترین زنان، به دو مسئولیت زن در منزل اشاره شده که عبارتند از: دستپخت خوب و درست خرج‌کردن اموال شوهر. زن کدبانوی خانه است و با آشپزی خوب یکی از هنرهای خود را نمایان می‌سازد و لذت و گرمی زندگی را افزون می‌کند. از سوی دیگر اموال مرد در خانه در اختیار زن است و با هزینه‌کردن درست اموال به اقتصاد خانواده کمک می‌کند. بدون‌شک اگر زن با اموال شوهر درست رفتار نکند اقتصاد خانواده به‌تدریج فلج می‌شود و ادامهٔ زندگی هم برای زن و هم برای مرد و هم برای فرزندان دشوار می‌شود، لذا باید زن در مصرف و در خرید و در بذل و بخشش‌ها حد نگه دارد و در مثل خرید خوراک و پوشاک و دیگر مایحتاج منزل و مصرف آن‌ها متناسب با توان مالی شوهر و با رعایت اصل عدم اسراف خرج کند تا زندگی‌شان به هم گره نخورد.

روایت سوم: درآوردن زره حیا در خلوت شوهر

در روایت دیگری از امام صادق علیه‌السلام چنین آمده است: «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الَّتِی إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَیَاءِ وَ إِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَیَاءِ(الکافی، ج‏۵، ص: ۳۲۴، بَابُ خَیْرِ النِّسَاءِ، ح۲)» : بهترین زنانتان کسی است که چون با شوهرش خلوت کند برای او زره حیا را از تن درآورد و چون لباس بپوشد زره حیا را با او به تن کند.

در این روایت نیز با توصیف بهترین زنان هم یکی از مسئولیت‌های مهم زن در زندگی بیان شده است و هم شیوه‌ای را برای همسرداری بیان می‌کند. این روایت در درجهٔ نخست تصریح می‌کند که زن باید به دنبال ارضای نیاز جنسی شوهر خود باشد و در خلوت با شوهر خود، حیا را – که نیرویی قوی در وجود زن و به مثابهٔ زرهی برای حفظ عفاف اوست – به کنار نهد و از بذل هیچ‌گونه خدمت و لذتی برای شوهر خود دریغ نورزد. همچنین این روایت اشاره به این نکته دارد که ارضای نیاز جنسی باید فقط در چارچوب حریم خانواده صورت گیرد و پس از آن که نیاز زن و شوهر برآورده شد، با پوشیدن لباس‌هایشان، لباس حیا را دوباره بر تن کنند و در روابطشان با دیگران جز عفت و حیا حاکم نباشد و انتظاری که در زمینهٔ حفظ حیا از زن می‌رود بیش از مرد است.

روایت چهارم: عفت و رضایت شوهر و برخی صفات دیگر

از دیگر روایاتی که با بیان صفات بهترین زنان، شیوه‌های همسرداری را بیان می‌کند روایتی است که جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اکرمصلی الله علیه و آلهچنین نقل می‌کند: «بهترین زنان شما کسی است که زایا، مهربان و عفیفه باشد، در میان خانواده‌اش عزیز و با شوهرش ذلیل (فروتن) باشد، خود را برای شوهر بیاراید و نسبت به غیرشوهر پاکدامن باشد، سخن شوهرش را بشنود و از امرش فرمان برد و هنگامی که با او خلوت کند آنچه از او بخواهد به او بذل ‌کند [و البته] همچون مرد تَبَذُّل نمی‌کند(الکافی، ج‏۵، ص: ۳۲۴، بَابُ خَیْرِ النِّسَاءِ، ح۱).»

توضیح این که مراد از ذلت زن در برابر شوهر، خواری حقیقی نیست؛ چرا که مؤمن ـ چه زن باشد و چه مرد ـ درهرحال عزیز است، بلکه مراد از ذلت، نهایت خضوع و تسلیم‌بودن زن در برابر مرد است و چنین ذلتی عزتی را در درون خود نهفته دارد و محبت شوهر را جلب می‌کند؛ چنان‌که هرچه انسان در برابر پرودگارش ذلیل‌تر و خاکسارتر باشد، عزیزتر می‌شود، زن نیز هرچه در برابر شوهر که خداوند او را قیم بر زن قرار داده بیشتر خاکساری کند و از خواسته‌های مشروع و معقول او پیروی کند هم نزد خدا و هم نزد شوهر محبوب‌تر و عزیزتر می‌شود.

در این روایت نیز به برخی شیوه‌های ارتباط جنسی میان زن و مرد اشاره شده است، حتی به این نکتهٔ لطیف اشاره شده که زن هرچند در روابط جنسی تمکین کامل می‌کند و خود را تقدیم مرد می‌کند، اما این بذل و بخشش او باید با ظرافت و صفت زنانه باشد نه با صفت مردانه، و باید زن کمی خود را بگیرد و سبکسری یا به تعبیر روایت «تَبَذُّل» نکند.

حدیث جابر به شکل مفصل‌تر در برخی روایات دیگر نیز آمده و در آنجا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از بیان اوصافی مشابه با حدیث فوق برای بهترین زنان، بدترین زنان را نیز توصیف کرده و فرموده است: «از بهترین زنان شما کسی است که زایا، مهربان و باحجاب باشد، در میان اهلش عزیز و با شوهرش ذلیل (فروتن) است، با شوهرش خودآرا است و نسبت به غیرشوهرش عفیف است، سخن شوهرش را می‌شنود و امرش را فرمان می‌برد و در خلوت با شوهرش، آنچه از او بخواهد به او بذل می‌کند و [البته] مانند مرد بذل نمی‌کند [بلکه کمی خود را می‌گیرد]…از بدترین زنان شما کسی است که در میان اهلش خوار و ذلیل است، با شوهرش سرسخت است و نازای کینه‌ای است که از کار زشت پرهیز ندارد و در غیاب شوهرش خودآرایی می‌کند و در حضور او خوددار است، سخنش را نمی‌شنود و امرش را فرمان نمی‌برد و چون شوهرش با او خلوت کند از او امتناع می‌کند؛ بسان مرکبی سرسخت که از سوارشدن بر خود امتناع می‌کند و از شوهرش عذری را نمی‌پذیرد و گناهی را از او نمی‌بخشد(تهذیب الأحکام؛ ج‏۷؛ ۴۰۰؛ باب اختیار الأزواج، ح۶)».
در این بخش از روایت نیز بدترین شیوه‌های شوهرداری تبیین شده است که سرسختی در روابط جنسی و در معاشرت با شوهر و بی‌عفتی عمده‌ترین آن‌هاست.

روایت پنجم: شیوه‌های زن‌داری

آنچه تاکنون گفتیم شیوه‌های همسرداری را برای زنان بیان می‌کرد. در آیات و روایات ما شیوه‌های همسرداری برای مردان نیز آمده است؛ مثلاً در ادامهٔ روایت قبل از جابر، رسول اکرمصلی الله علیه و آلهبا برخوردی عادلانه شیوه‌های درست همسرداری را برای مردان نیز بیان کرده‌اند و ترجمهٔ عبارات ایشان چنین است: «سپس پیامبرصلی الله علیه و آلهفرمود: آیا شما را از بهترین مردانتان آگاه کنم؟ گفتند: آری؛ فرمود: از بهترین مردانتان، باتقوا و پاک است که دست بخشنده دارد دو طرفش [پدر و مادرش و به عبارتی اصل و حسبش] پاک است، به پدر و مادرش نیکی می‌کند و عیالش را به دیگران ناچار نمی‌کند. سپس فرمود: آیا شما را از بدترین مردانتان آگاه کنم؟ گفتیم: آری، فرمود: از بدترین مردانتان بهتان‌زنندۀ‌ فحش‌دهنده است که تنها می‌خورد و همراهانش را منع می‌کند خانواده و بنده‌اش را می‌زند و بخیل است و عیالش را به دیگری ناچار می‌کند و پدر و مادرش را می‌آزارد(تهذیب الأحکام؛ ج‏۷؛ ۴۰۰؛ باب اختیار الأزواج، ح۶)».
مراد از «الآکل وحده» در این روایت گویا مرد تک‌خوری است که به شکم خود خوب می‌رسد اما از بستگان و آشنایان و به‌ویژه از اهل و عیالش دریغ می‌دارد. مراد از «الْبَخِیلَ الْمُلْجِئَ عِیَالَهُ إِلَى غَیْرِهِ» نیز ـ که ظاهراً همسو با عبارت قبل (الآکل وحده) و مفسر آن است ـ مردی است که آنچنان در چنگال رذیلهٔ بخل گرفتار است که حتی به خانوادهٔ خود هم رحم نمی‌کند و دل به حال آنان نمی‌سوزاند و بر دادن خرجی آنان بخل می‌ورزد. طبیعی است که دراین‌صورت زن و بچهٔ آن مرد برای تأمین خرجی خود دست‌به‌دامان دیگران می‌شوند و دست نیاز در برابر آشنا و بیگانه دراز می‌کنند و روشن است که در چنین مواردی برخی زنان سست‌ایمان در ورطهٔ بی‌عفتی‌ها و زشتی‌ها می‌افتند و از بخل مرد در زندگی، بی‌عفتی در جامعه متولد می‌شود.

در این روایت در شمارش صفات برترین مردان با عبارت «الْبَرَّ بِوَالِدَیْهِ» بر نیکی به پدر و مادر تأکید شده و از سوی دیگر در شمارش صفات بدترین مردان نیز با عبارت «الْعَاقَّ بِوَالِدَیْهِ» به اذیت پدر و مادر اشاره شده است که شاید سر این‌همه تأکید در این مقام آن باشد که برخی مردان با ازدواج چنان تسلیم و مجذوب زن خود می‌شوند که به خاطر او حقوق پدر و مادری را که عمری بار زحمت تربیت مادی و معنوی او را به دوش کشیده‌اند پایمال می‌کنند. مرد خوب کسی است که در عین احترام و ادای حق همسر، حق پدر و مادر را نیز پایمال نکند و در موضوع احسان به پدر و مادر از خواستهٔ هیچ‌کس جز خدا پیروی نکند.

این هم که در توصیف زنان خوب به موضوع نیکی به والدین تأکید نشده شاید بدان‌سبب است که زنان نیک و بد معمولاً این موضوع را رعایت می‌کنند و از سر عواطف غریزی خود هم که شده به پدر و مادر خود احترام می‌گذارند، اما این بیشتر مردان هستند که به سبب تبعیت از زنان خود و علاقهٔ مفرط به همسر از والدین خود فاصله می‌گیرند و برخی حقوقشان را پایمال می‌کنند و عاق والدین می‌شوند.

این جمله‌ای از روایات بود که با توصیف بهترین و بدترین مردان و زنان، شیوه‌های درست همسرداری را تعلیم می‌دهد.

اهتمام به اخلاق فاضلهٔ اسلامی

یکی دیگر از عوامل موفقیت در همسرداری و شیوه‌های درست همسرداری، این است که دو همسر به اصلاح اخلاق خود اهتمام داشته باشند و به صفات نیک اخلاقی آراسته و از صفات زشت به‌دور باشند. در آموزه‌های اخلاقی اسلام چنان شمول و کلیتی نهفته است که در هر کدام از عرصه‌های زندگی پا گذارد آن عرصه را آباد می‌کند که یکی از آن عرصه‌ها، زندگی مشترک زناشویی است؛ به عنوان نمونه اسلام بر راستگویی بسیار تأکید کرده است، حال اگر دختر و پسر یا مرد و زن راستگو باشند و در همه‌جا از جمله در محیط خانه راستگویی حاکم باشد نه دروغگویی و از همان ابتدای وصلت زناشویی، روابط دوجانبه زندگی بر پایهٔ صداقت و صفا و صمیمیت ریخته شد، بدون‌شک زندگی خانوادگی بسیار شیرین و گوارا خواهد بود وگرنه محیطی پر از بدبینی و تهمت و اختلاف پدید خواهد آمد.

چرا بعضاً زنان و مردان جامعهٔ اسلامی، در مورد همسرداری از دستورات اسلام فاصله گرفته‌اند؟ لطفا آسیب‌شناسی بفرمایید.

این موضوع معلول علل متعددی است؛ یکی از عوامل آن جهل به دستورات اسلام است بی‌شک پیش از عمل به دستورهای اسلام باید آن‌ها را بشناسیم. بسیاری از مشکلات خانوادگی ما از جهل به دستورهای والای اسلام برمی‌خیزد، اما همهٔ مشکلات هم معلول جهل نیست؛ چون بسیاری از مواقع، انسان حکم موضوع را می‌داند اما از عمل به آن امتناع می‌کند. در چنین مواردی صفات زشت اخلاقی همچون کبر و برتری‌طلبی و بخل و حرص مانع از عمل به علم آدمی می‌شود.

مثلاً قرآن کریم در برخی اختلافات زناشویی راهکار صلح را پیشنهاد می‌کند و می‌فرماید: «وَ الصُّلْحُ خَیْر: صلح بهتر است » اما بلافاصله بعد از آن می‌فرماید: «وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ: و[لی] شُحّ در جان‌ها حضور دارد» (نساء، ۱۲۸) شح به معنای حرص همراه بخل و به عبارتی بهتر همان روحیهٔ منفعت‌طلبی شدید است که در جان انسان‌ها حضور دارد و هر کس به دنبال نفع خود است. پس حرص و بخل از موانع گذشت در زندگی و حل اختلافات خانوادگی است، اما اگر کسی خودساخته بود و از حرص و بخل پاک و بری بود، در چنین مواردی تن به گذشت می‌دهد و اختلاف را حل می‌کند. اگر زن و مرد گاهی کمی از حق خود بگذرند اختلافات زندگی به خوبی و خوشی حل می‌شود و زندگی شیرین می‌شود ولی چون غالباً گذشت نیست اختلافات حل نمی‌شود و طولانی می‌شود. این نکته هم ناگفته نماند که شیوه‌های نادرست همسرداری اختصاص به زمان ما یا زمان صدر ندارد و همواره حتی در صدر اسلام نیز بوده است.

نسبت روابط جنسی زن و شوهر با اخلاق را در چه مواردی باید جست و جو کرد؟ در صورت امکان به مواردی در سیرهٔ رسول خداصلی الله علیه و آله و ائمهٔ اطهار علیه‌السلام اشاره ای بفرمایید.

نیاز جنسی واقعیتی تکوینی است که اسلام آن را کاملاً پذیرفته و دستورهایی واقع‌گرایانه نسبت به آن صادر کرده است. رفع این نیاز توأم با نوعی لذت است که برترین و شدیدترین نوع لذت است و آن را لذت جنسی می‌نامند. تفاوت این لذت و لذت‌های دیگر همچون خوردن و نوشیدن و خوابیدن این است که اولاً بر خلاف دیگر لذت‌ها، در لذت جنسی، انسانی از انسان دیگر لذت می‌برد و نه از چیز دیگری همچون جمادات مثل آب و غذا. ثانیاً لذت جنسی دوطرفه است؛ بدین‌معنا که هر دو طرف رابطهٔ جنسی از یکدیگر لذت می‌برند نه این که فقط یک طرف لذت ببرد و طرف دیگر منفعل محض باشد؛ مثلاً در نوشیدن آب این شما هستید که لذت می‌برید نه آب. بنابراین لذت جنسی یک رابطهٔ انسانی است و علی‌القاعده در روابط انسانی سازوکارهای خاصی حاکم است که اگر به درستی رعایت شوند در جهت کمال انسان مفید می‌افتد وگرنه سبب سقوط انسان خواهد شد.

در اسلام کانون اصیل ارضای نیاز جنسی، کانون گرم خانواده‌هاست و راهکارهایی مثل ازدواج موقت نیز که تجویز شده تنها راهکارهای موقتی و همچون قرص مسکن‌اند که برای فروکش‌کردن طغیان این غریزه جعل شده‌اند. اگر این نیاز جنسی ـ که برخاسته از غریزه‌ای سرکش است ـ به شکل کامل در محیط خانواده و با زناشویی برآورده شود زن و مرد آرام می‌شوند و و نوعی مصونیت برای فرد و اجتماع پدید می‌آورد ودیگر این نیاز به شکل روابط نامشروع به فضای بیرون از خانواده کشیده نمی‌شود و فضای اخلاقی جامعه را آلوده و ناامن نمی‌کند.

یکی از ابعاد اخلاقی روابط جنسی همسران این است که از گناه و فساد در روی زمین پیشگیری می‌کند بدین‌بیان که با ارضای غریزهٔ جنسی در کانون گرم و صمیمی خانواده، این غریزه آرام می‌شود و دیگر سرکشی نمی‌کند و بسیاری از کارهای خلاف اخلاقی را انجام نمی‌دهد و این حقیقتی است که عقل و تجربه و وجدان آن را تصدیق می‌کند و در روایات نورانی اهل بیت علیهم‌السلام هم به شکل‌های گوناگون به آن اشاره یا تصریح شده است.

مثلاً در کلام نورانی رسول خداصلی الله علیه و آله که از زبان امام صادق علیه‌السلام بازگو شده چنین آمده شده است: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ ـ وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ: ـ فَلْیتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْآخَرِ أَوِ الْبَاقِی(الکافی، ج۵، ص۳۲۸، باب کراهة العزبة، ح۲؛ من ‏لایحضره‏ الفقیه، ج۳، ص۳۸۳، بَابُ فَضْلِ التَّزْوِیج‏)»؛ هر که ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ کرده است. ـ و در حدیث دیگر آمده است: ـ پس باید در نیمهٔ دیگر از خدا پروا کند.
در عربی «حِرز» به جایی مثل دژ یا صندوقچه گفته می‌شود که چیزها را به دور از دسترس دیگران در آن نگه می‌دارند تا گم یا تلف نشود و «إحراز» از همین ماده و به معنای «در حِرز نهادن» است. در این روایت پیوند بسیار نزدیکی بین ازدواج و دین ترسیم شده و رسول خداصلی الله علیه و آله ازدواج را حرز و به تعبیری، نگهدارندهٔ نصف دین نامیده‌اند. حال سؤال می‌شود که سر این پیوند چیست و چرا ازدواج دژی برای دین است؟
این سخن رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حقیقت نشان‌دهندهٔ اهمیت غریزهٔ جنسی و نقش آن در سعادت یا شقاوت آدمی است. سِر پیوند نزدیک دین و ازدواج این است که همهٔ غرایز و شهواتی که انسان را به سوی بدی‌ها و ارتکاب گناهان می‌کشاند و تهدیدگر دین و ایمان آدمی است به یک طرف و غریزهٔ جنسی هم به یک طرف است و همهٔ گناهان انسان به یک طرف و گناهان مرتبط به غریزهٔ جنسی وی نیز به یک طرف است. اگر نیک بنگریم تصدیق خواهیم کرد که نیمی از مفاسد روی زمین مستقیم یا غیرمستقیم به غریزهٔ جنسی برمی‌گردد. این غریزه چنان نیرومند و طغیانگر است که اگر یله و رها باشد، همچون مرکبی سرکش عنان از کف سوار خود ربوده، او را به وادی هلاکت سوق خواهد داد. غریزهٔ جنسی مستقیم و غیرمستقیم سرمنشأ گناهان بزرگی همچون فحشا، چشم‌چرانی، تبرج (یا خودنمایی) و انحرافات جنسی و گناهان بی‌شمار دیگر می‌شود که دین و دنیای انسان را به تباهی می‌کشد و ازدواج و ارضای مشروع این نیاز، لجامی است بر این مرکب چموش تا آرام گیرد و دست از سرکشی بردارد. از سوی دیگر تجرد و تنهایی و نبود حس مسؤولیت نسبت به خانواده و اجتماع، یاوری دیگر برای شیطان و نفس اماره است تا او را به سوی ارتکاب انواع گناهان و زشتی‌ها دعوت کنند. ازاین‌رو به بیان حکیمانهٔ رسول خداصلی الله علیه و آله با ازدواج نیمی از دین انسان از دستبرد دین‌دزدان درونی و بیرونی در امان می‌ماند.

پس با توجه به این سخن نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باید گفت: تهدیدات غریزهٔ جنسی کم‌وبیش برای همه اعم از جاهل و عالم و عابد و زاهد هست و جز کسی که خدا دستش را بگیرد از شر آن در امان نیست؛ ازاین‌رو نباید از توجه به ازدواجِ به‌هنگامِ جوانانمان غفلت ورزیم و با این استدلال که جوانانمان باتقوا و دیندارند و ما نسبت به آنان خاطرجمع هستیم، ازدواجشان را به تأخیر بیندازیم. چون چنان‌که پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله فرموده‌اند و حافظ هم مضمون آن را به نظم درآورده است:

قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند

مثال دیگر این که یکی از اصحاب امام جواد علیه‌السلام به نام علی بن اسباط نامه‌ای به آن حضرت نوشت و این موضوع را با آن حضرت در میان گذاشت که کسی را مثل خودش پیدا نمی‌کند تا دخترانش را به ازدواج آن‌ها درآورد، و از امام کسب تکلیف کرد. امام علیه‌السلام در پاسخ نامهٔ وی نوشت: «فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِکَ وَ أَنَّکَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَکَ، فَلَا تَنْظُرْ فِی ذَلِکَ ـ رَحِمَکَ اللَّهُ ـ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه و آلهقَالَ: إِذَا جَاءَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیرٌ(الکافی، ج۵، ص۳۴۷، ح۲)» : آنچه را که از امر دخترانت بیان کردی دانستم و این که کسی را مثل خودت نمی‌یابی. آن را به تأخیر مینداز [یعنی دقت بیش از حد نکن و به تعبیر عامیانه مته به خشخاش مگذار] ـ خدا رحمتت کند ـ که رسول خداصلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه کسی [برای خواستگاری] نزدتان آمد که اخلاق و دینش را می‌پسندید، به او همسر دهید وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین پدید خواهد آمد.
تشکیل خانواده سبب می‌شود که روابط جنسی محدود به محیط خانه شود و جلوگیری از تشکیل آن سبب می‌شود که گاه غریزه‌های تحت فشار سر به طغیان بردارند و به محیط جامعه کشیده شود و برای ارضای خود افراد متعددی از جامعه را آلوده کنند؛ پس این آتشی است که دودش نه‌تنها به چشم افراد و خانواده‌ها، که به چشم همهٔ افراد جامعه خواهد رفت.

اسلام مهم‌ترین وظیفهٔ زن به عنوان همسر را بعد از عبادت خداوند، پاسخگویی به نیاز جنسی شوهر دانسته و او را مکلف کرده تا در هر زمان و هر مکان ممکن به شکل مناسبی پاسخگوی نیاز جنسی همسرش باشد. روابط درست جنسی، محبت میان همسران را افزایش می‌دهد و کانون خانواده را گرم‌تر و استوارتر می‌کند.

چرا روابط جنسی، در جامعهٔ کنونی جایگاه روشنی ندارد؟ این در حالی است که دستورات اسلام در این رابطه دقیق و روشن است. آیا دستورات اخلاقی که منجر به ایجاد یک نوع حیای کاذب در جامعه شده است، دلیل اصلی این معضل نیست؟ اگر امکان دارد وضعیت موجود جامعه را با وضعیت مطلوب مورد نظر اسلام مقایسه بفرمایید و به مواردی در سیرهٔ معصومین اشاره ای نمایید.

به نظر می‌رسد که سیرهٔ معصومین علیهم‌السلام در مسائل جنسی بسیار واقع‌گرایانه بوده و فراتر از آن، حتی جو زمانهٔ معصومین علیهم‌السلام نیز با غریزهٔ جنسی تعاملی واقع‌گرایانه‌تر از تعامل امروزی ما را با آن داشته‌اند. امروزه ما در مسائل عفاف و غریزهٔ جنسی دچار افراط و تفریط‌های شدیدی هستیم که به مراتب از افراط و تفریط‌های صدر اسلام و زمان ائمه علیهم‌السلام شدیدتر است؛ مثلاً امروزه متأسفانه روابط جنسی از سطح خانواده‌ها به سطح اجتماع کشیده شده که یک علتش ترک برخورد مناسب با هنجارشکنان در زمینهٔ پوشش، روابط کلامی، دیداری و غیره است و یک علت آن جهل به دستورهای والای اسلام.
البته حیا یکی از مشکلات ما در این موضوع است اما دلیل اصلی نیست. مشکل اصلی دورماندن از تعالیم انسان‌ساز اسلام است. دورماندن از تعالیم اسلام ما نه‌تنها در روابط جنسی انسان چالش ایجاد می‌کند که در همهٔ عرصه‌های زندگی او چالش‌ساز می‌شود اگر از اسلام دور بمانیم حتی نمی‌دانیم چه نوع لباسی بپوشیم، چگونه با یکدیگر برخورد کنیم، چگونه خدا را بشناسیم و عبادت کنیم و … دستورات اخلاقی اسلام قطعاً سبب چنین امری نشده است، بله ممکن است برداشت ناصواب از دستورات اخلاقی اسلام توسط افراد یا برخی توصیه‌های ناصواب از سوی برخی مدعیان عرفان و اخلاق سبب پیدایش چنین معضلاتی شده باشد ولی قطعاً دستورات اسلام سبب چنین مشکلاتی نشده است.
مشکل دیگر در این باب کمبود منابع در اخلاق جنسی با رویکرد اسلامی است که متأسفانه آثار علمی خوب در موضوع اخلاق جنسی اسلامی انگشت‌شمار است.

چه راهکارهایی برای دسترسی به وضعیت مطلوب روابط جنسی اسلامی وجود دارد؟

بازگشت به تعالیم عالیهٔ اسلام تنها راه ممکن است؛ باید تعالیم عالیهٔ اسلام را بشناسیم و آن‌ها را به دیگران بشناسانیم و دفاعی عقلانی از همهٔ دستورات اخلاق جنسی اسلامی داشته باشیم و به شبهاتی که در این زمینه می‌شود پاسخ مناسب بدهیم.

تشکیل کلاس‌های همسرداری برای همسران در ابتدای ازدواج و پس از آن، ترویج فرهنگ کتابخوانی در این موضوع انتشار کتب مفید در این موضوع و رساندن آن به دست همسران از راهکارهایی است که باید در این موضوع دنبال کرد. به نظر می‌رسد که در بسیاری از مسائل اخلاق جنسی، رسانه‌های نوشتاری مثل کتاب و سایت‌های اینترنتی بیش از رسانه‌های صوتی تصویری مثل صدا و سیما به کار می‌آید و برخی محذوراتی که برای انتقال پیام در صدا و سیما هست در آن‌ها نیست، بنابراین باید در موضوع اخلاق جنسی و سبک همسرداری بیشتر بر فرهنگ مکتوب و کلاس‌های خاص متمرکز شد./

تفاوت ازدواج دائم و موقت

برخی از وجوه اشتراك آن دو عبارتند از:

۱)در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن .

۲)ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام است .

۳)زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود .

۴)لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد .

۵)در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند .

۶)خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

۱)زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

۲) زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.

 ۳)در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم.

۴)در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم .

۵) عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.

۶)عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

۷)در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند

۸)در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

۹)در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

۱۰)در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

۱۱)برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

۱۲)در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

۱۳)در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج كند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى كه از اهل كتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حكیم این حكم را تشریع فرموده تا افرادی كه شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین كنند.

بدیهی است كه ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان كه در دین الهی بیكم و كاست وارد شده است ـ اینكه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میكنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شكل آنها را عوض میكند. به علاوة با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشكل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل كرد.

تفاوت ازدواج موقت كه از یكساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطة نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است كه در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تكلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد كه آن را از زنا ممتاز و جدا میكند. نكاح مدت دار راهی است كه خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حركت كند.

مراحل ازدواج

مرحله به مرحله تا ازدواج,ازدواج با تمام اتفاقات مثبتی که به زندگی شما سرازیر می کند، گاهی سردرگمی هایی را به وجود می آورد که هیچ وقت در دوران تجرد با آن مواجه نشده بودید. این که چطور با کسی که قرار است نزدیک ترین فرد در زندگی شما باشد، برخورد کنید؟

چقدر به او نزدیک شوید؟ چطور پایه های زندگی تان را محکم کنید و …

پاسخ برخی از این سوال ها را وقتی می گیرید که زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید و بی پرده با خصوصیات رفتاری هم آشنا شوید، اما بخش مهمی از آن را باید در دوران نامزدی و حتی قبل از آن یاد بگیرید:

۱- خوب ببینید:
همیشه نسبت به همسرتان نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید:
۱) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.
۲) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.
۳) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.

با چنین بینشی، درهای نوآوری و رشد را به روی زندگیتان باز کرده اید و می توانید امیدوار باشید که در آینده زندگی پرتکاپو و مثبتی خواهید داشت.

۲- مثبت باشید:
زندگی مشترک کاری ندارد که شما تازه عروس و داماد هستید یا به اندازه پدر و مادرتان تجربه دارید. مشکلاتی که پیش روی هر دو شما قرار می گیرد به یک اندازه است. بنابراین سعی کنید همیشه با نگاه مثبت جلو بروید تا بتوانید مشکلات را پشت سر بگذارید.

۳- به هم توجه کنید:
در رفتارهای همسرتان دقیق شوید تا بتوانید در مدت کوتاهی فهرستی از علایق و تمایلات او را به دست آورید. با این کار هم می توانید به همسرتان نزدیک تر شوید و هم موضوعات بیشتری برای ابراز علاقه به او پیدا کنید.

۴- مهربان باشید:
سعی کنید به راه های مختلف علاقه خود را به همسرتان نشان دهید و البته مراقب باشید این ابراز علاقه شکل تکراری به خود نگیرد.

برای این کار دو راه پیش رو دارید؛ ابراز علاقه کلامی و عملی. با گفتن کلمات محبت آمیز، تحسین او در جمع و در خلوت، تشویق و اعتماد به نفس دادن به او و… علاوه بر این می توانید با محبت فیزیکی، خرید هدیه، وقت گذاشتن برای او، تفریح های دو نفره و … به شیوه عملی محبتتان را نشان دهید.

مرحله به مرحله تا ازدواج۵- مقایسه ممنوع!
به محض این که تصمیم گرفتید با کسی ازدواج کنید، دیگر تمام گزینه های ازدواج قبلی و گزینه های آینده را از ذهنتان دور کنید و به هیچ عنوان به کسی به جز همسرتان فکر نکنید.

هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید و سعی نکنید ایرادهایش را با مثال زدن از افراد دور و بر، دوستانش و زنان و مردان دیگر به او یادآوری کنید.

۶- خوب بشنوید:
در گفتگو با همسرتان سراپا گوش باشید، کاری به جز گوش دادن انجام ندهید، خنثی نباشید و به گفته هایش عکس العمل نشان دهید تا متوجه شود که برایتان اهمیت دارد.

۷- حق من، حق تو:
تصمیم گیری در زندگی مشترک یک اتفاق دو طرفه است. بنابراین برای او حق مشورت، حق انتخاب و حق تاثیرگذاری قائل شوید.

۸- راز دار باشید:
همسر شما قرار است نزدیک ترین شخص دنیا به شما باشد. بنابراین باید بتواند روی رازداری شما حساب کند. مطمئن باشد که مسائل و مشکلات زندگی تان جایی درز نمی کند و اتفاقات مهم زندگی بین خودتان دو نفر حل و فصل می شود.

۹- سکوی پرتاب:
بال پرواز همسرتان باشید. لازم نیست جور او را بکشید اما می توانید در فعالیت هایی که دارد طوری عمل کنید که حس کند به پیشرفتش علاقه مندید و اگر لازم باشد سکوی پرتاب او می شوید.

۱۰- با خانواده او باشید :
بخشی از برنامه های خود را به خانواده همسرتان اختصاص دهید. به آنها سر بزنید، از آنها احوالپرسی کنید و نشان دهید که برایشان احترام و ارزش قائلید.

۱۱- بند نشوید:
به جای آن که در صدد تملک کامل همسرتان باشید، به محبت سالم و منطقی اکتفا کنید. نگذارید همسرتان حس کند با ازدواج با شما فضای شخصیش را از دست داده است.

۱۲- همکار باشید :
پشت همسرتان را خالی نکنید و با تقسیم بندی کارها به زنانه و مردانه سعی نکنید که او را در انجام کارها تنها رها کنید. حداقل می توانید یک گوشه کوچک از کار را بگیرید تا احساس کند همیشه در کنارش هستید.

همسر داری حضرت فاطمه (س)

همسرداري در خانه علي عليه السلام

از آنجا كه همسرداري امري است دو جا نبه، در اين بخش به جاي همسرداري علي (ع) ، عنوان همسرداري در خانه علي (ع) انتخاب گرديد لذا به چند اصل از اصول حاكم در همسرداري خانه علي (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره مي گردد:

۱- پرهيز از خواسته هاي مادي و تلاش در جهت جلب رضايت همسر:

– فاطمه جان! آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟

– دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسين دادم و خود از غذاي اندك موجود استفاده نكرديم.

– فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم؟

حضرت زهراي اطهر، نگاه نجيبش را بر زمين انداخت و فرمود:

يا ابا الحسن ! اني لا ستحيي من الهران اكلف نفسك ما لا تقدر عليه

اي اباالحسن! من از خدايم شرم دارم كه از تو چيزي درخواست نمايم كه مقدورت نباشد.

و اينگونه خانه علي و زهرا، كانون مودت و محبت و رحمت مي شود، و عليرغم وجود همه مشكلات و سختيها و مصائب كه در زندگي مشترك علي (ع) و زهرا (س) بيش از هر خانه ديگر وجود داشت، به اعتراف خود اميرالمؤمنان نگاه به چهره همسر كردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه مي گردد:

((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين و مجبور به كاري ننمودم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنوديمن نشد… من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه مي كردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي شد…))

آري اين خانه، خانه اي است كه از مظاهر رفاه مادي در آن هيچ يافت نمي كني و ليكن همجواري با همسر و شريك زندگي را مايه آرامش مي يابي.

۲- تقسيم كار در خانه:

يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده تعيين حدود مسؤوليت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولين شب ازدواج علي (ع) و زهرا (س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي (ع) انجام دهد.

پس از آن بود كه حضرت زهرا (س) فرمود:

جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا (ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

۳- فرمان پذيري و رعايت حق مديريت شوهر در خانه:

البيت بيتك و المره زوجتك إفعل ما تشاء

علي جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه مي خواهي انجام بده.

اين پاسخ زهراي اطهر در جواب درخواست علي (عليه السلام) براي ورود عمر و ابوبكر به خانه و پس از ماجراي به آتش كشيدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

۴- آرايش و زينت براي همسر

رسيدگي به وضع ظاهري به خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است و در زندگي علي (ع) و زهرا (س) نيز اين اصل خود ر به خوبي نشان مي دهد. نقل است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و زهرا (س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

۵- ياري رساندن به همسر

يا رسول الله هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياي دستي ورم كرده،‌زخم شده است.

ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و علي نيز فرزندانم حسن وحسين را نگهداري مي كرد.

و همين همراهي و دلجويي علي (ع) بود كه زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشكلات كارهاي خانه ياري كرده و حتي تحمل زخم دست را هم بر او آسان مي كرد. در آن سو هم هنگامي كه علي (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمي گشت، فاطمه (س) استقبال گرمي از او مي كرد، شمشير او را گرفته و مي شست. در تمام فعاليتهاي علي (ع) او را همراهي مي كرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسيت نشان مي داد و به اين شكل با همراهي ، همفكري و رغبتي كه در خود نشان مي داد خستگيها و مرارتهاي بيرون را از جسم و روح او دور مي كرد.

۶- حاكميت روح عاطفي و نگاههاي محبت آميز در خانه

شيرين ترين اوقات زندگي ، لحظاتي است كه انسان چشم به معشوق خود مي دوزد و او را مي نگرد و عاشقانه با او صحبت مي كند و نهايت عشق و عاطفه خود را در كلام و نگاه ابراز مي دارد.

زندگاني علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين لحظات عاشقانه و شيرين.

علي (ع) مي گويد: ((دائماً به او مي نگريستم و از دلم غم و اندوهها برطرف مي شد.))

و فاطمه (س) خطاب به همسرش مي گويد:

علي جان ! جانم فداي تو ! جان و روح من سپر بلاي جان تو ! يا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خير و نيكي به سر ببري، چه در سختي ها و بلاها گرفتار شوي، همواره با تو خواهم بود.

و چه نيكو كلام خود را به اثبات رسانيد و جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و فدايي علي (ع) شد.

۷- اهميت دادن به تفريح، مزاح و شادي در روابط

اگر چه خانه علي و زهرا، كانون ساده زيستي،‌ زهد، ايثار، انفاق، جهاد، سياست،‌ انديشه، شجاعت و هزاران فضيلت ديگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترين انسانهاي عالم هستند و عمري پررنج و مصيبت داشتند !‌و ليكن زندگي آنان خالي از لحظات شيرين و دلپسند تفريح و شادي هم نبود. چرا كه علي (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادي و تفريح احتياج دارد،‌اما از آنجا كه علي و زهار در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارند، تفريح و شاديشان هم متناسب با روح متكاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفريط است.

مروري بر چند نمونه زيبا از زندگي سراسر زيباي اين بزرگواران مؤيد مطالب فوق است :

– در شب عروسي شان، اگر چه زنان دف مي زنند و سرودهاي شاد مي خوانند، اما فضاي مجلس خالي از تكبير و سرودهاي معنوي هم نيست.

– در صحنه اي ديگر زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه در حضور علي (ع) با فرزندش حسين مشغول بازي كردن است و به او مي فرمايد :

انت شبيها بأبي لست شبيها بعلي

تو به پدر من پيامبر شبيهي و به پدرت علي شباهتي نداري

و اين موجب خنده و تبسم حضرت علي (ع) مي شود.

– در جاي ديگري علي (ع) و زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره اي شنيدني، تفريحي شيرين و دلپسند دارند.

علي (ع) مي فرمايد: اي فاطمه ! رسول خدا ، مرا بيشتر از تو دوست مي دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ مي گويد: از سخن تو تعجب مي كنم ! آيا مي شود پيامبر اكرم (ص) تو را بيش از من دوست داشته باشند، در حاليكه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه اي از شاخسارش مي باشم و غير از من فرزندي ندارد.

پس از آن به نزد پيامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پيامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پيش دستي كرده و عرض كرد:

اي رسول خدا ! كدام يك از ما دو نفر نزد تو محبوب تريم، من يا علي؟ رسول خدا (ص) فرمود:

تو به من محبوب تري و علي از تو براي من عزيزتر است !

و پس از آن باز هم علي (ع) است و زهرا (س) و مفاخره اي شيرين و شنيدني :

علي (ع) : آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟

زهرا (س) : من نيز دختر خديجه كبرايم

علي (ع) : من فخر كائناتم

زهرا (س) : من دختر كسي هستم كه نزد خدا آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو كمان يا نزديكتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.

علي (ع) : خدمتگزارم جبرئيل است.

زهرا (س) : خطبه ام را در آسمان، راحيل خوانده است و خدمتگرارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري هستند.

علي (ع) : من در جايگاهي رفيع و بلند زاده شدم.

زهرا (س) : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري تو در آمدم…

علي (ع) : شيعيان من از دانشم مي نگارند.

زهرا (س) : ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي شود.

علي (ع) : من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.

زهرا (س) : من نيز چنين ام، او فاطر است و من فاطمه.

و زندگي كوتاه علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين قطعات تاريخي و صحنه هاي زيبا و شنيدني كه نشانگر با نشاط و زيبا بودن زندگي ايشان است عليرغم تمام مشكلات و گرفتاريهاي آنان.

فراموش کردن شکست عشقی

فراموش نکنید

اولین چیزی که بعد از جدایی افراد به آن تاکید می‌کنند، «فراموش کردن» است. اما واقعیت این است که در روان ما چیزی به عنوان فراموش کردن وجود ندارد. در واقع ناخودآگاه ما، مسئولیت افکار و خاطراتی که به گمان خودمان فراموش‌شان می‌کنیم را برعهده می‌گیرد و آنها را در خود نگه می‌دارد. پس اگر می‌خواهید دوری از او شما را آزار ندهد، به «فراموش کردن» رو نیاورید. چراکه تلاش برای از بین بردن موضوعات – به‌خصوص موضوعات ناراحت کننده- تنها به انکار و سرکوبی منجر می‌شود و می‌تواند تا پایان عمر ما را آزار دهد.

رابطه‌ای که ماه‌ها یا سال‌ها برای به سرانجام رسیدنش تلاش کرده بودید، از دست رفته است. کسی که تا دیروز نامزد‌تان بود، می‌گوید شما را نمی‌خواهد و شاید مشکلی که نه شما و نه او از پس برطرف کردنش بر نمی‌آیید، به این جدایی منجر شده است. اما دلیل جدایی شما هر چه که باشد، چیزی از دلتنگی و ناراحتی هر روزه‌تان کم نمی‌کند. هنوز هم گاهی با تمام وجود می‌خواهید که برگردد و برای همیشه، شاهزاده سوار بر اسب شما بماند. گاهی فکر می‌کنید هیچ مرد دیگری می‌تواند به اندازه او شما را عاشق کند و گاهی هم به خود می‌گویید، شاید همه این عشق و عاشقی‌ها بی‌سرانجام باشند. اگر شما هم با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می‌کنید و می‌خواهید هرچه زودتر، از تلخی این روزها بیرون بیایید و دوباره به زندگی برگردید، در ادامه این مطلب با ما باشید. ما به شما میانبر‌های آرام شدن را نشان می‌دهیم و با کمک یک تست، به شما می‌گوییم احساسی که داشته‌اید، تا چه اندازه منطقی و تا چه حد نادرست بوده است.

سوگواری کنید

اتفاقی که افتاده‌است را بپذیرید و حتی به خاطرش ناراحت باشید. این حق شماست که برای از دست دادن فردی که در زندگی‌تان تاثیرگذار بوده است، غمگین باشید. پس سعی کنید با تمام وجود این واقعیت را بپذیرید که این رابطه تمام شده است و از این به بعد باید زندگی‌تان را بدون آن فرد سپری کنید.

ریشه مشکل را پیدا کنید

اگر سوگواری شما برای این از دست دادن بیش از اندازه طول کشیده است، باید به دنبال دلیل این اتفاق در خودتان بگردید. آن فرد چه ویژگی‌هایی داشت که نمی‌توانید از او بگذرید و در آن رابطه چه چیز‌هایی را به دست می‌آوردید که نمی‌توانید از آنها بگذرید؟ در هر رابطه‌ای احتمال از دست رفتن هم هست. اما اگر شما یک نفر را نمی‌توانید فراموش کنید و خاطراتش را رها کنید باید برای خودتان به دنبال دلیل این اتفاق بگردید. احتمالا در این رابطه نیازی از شما ارضا می‌شده و تا به دنبال راهی تازه برای پاسخ‌گویی به آن نیاز نگردید، نمی‌توانید برای زندگی‌تان قدم تازه‌ای بردارید.

چگونه شکست عشقی را از یاد ببریم – آکا,شکست عشقی را از یاد می برید اگر… عشق,شکست عشقی
واقعیت را بپذیرید

می‌توانید در مورد یک موضوع حرف نزنید یا بگویید بی‌اهمیت است، اما این تلاش مشکل شما را بیشتر می‌کند. اگر می‌خواهید از این مشکل رها شوید، باید به چیزی که ناراحت کننده است بپردازید. از تلاش برای فکر نکردن به آن دست بردارید. همه آنچه که در این رابطه گذشته است را بررسی کنید. از خود بپرسید «چه شد که این فرد تا این اندازه روی من تاثیر گذاشت؟» چرا این موضوع شما را تا این حد رنجانده؟ چطور می‌توانید خودتان را تسکین دهید؟ چطور می‌توانید با نبودن آن فرد کنار بیایید و با وجود این از دست دادن، زندگی خوبی داشته باشید؟

یادتان نرود که باز هم از دست می‌دهید

این واقعیت را فراموش نکنید که ما قرار است در جریان زندگی‌مان خیلی افراد را از دست بدهیم. انسان از زمانی که به دنیا می‌آید تا زمانی که از دنیا می‌رود، قرار است بسیاری از نزدیکانش را از دست بدهد و روند طبیعی زندگی است. اما اگر این روند، شما را بیش از اندازه عذاب می‌دهد، باید از خود بپرسید «چرا من نمی‌توانم این از دست دادن را فراموش کنم و از سوگواری بیرون بیایم؟» طبیعی است که شما تا مدتی برای این فقدان ناراحت و پریشان باشید اما سوگواری طولانی مدت، آرام آرام تبدیل به افسردگی می‌شود و همه زندگی شما را در بر می‌گیرد.

اتفاقی که افتاده‌است را بپذیرید و حتی به خاطرش ناراحت باشید. این حق شماست که برای از دست دادن فردی که در زندگی‌تان تاثیرگذار بوده است، غمگین باشید

به نیازهایتان پاسخ دهید

بعد از شناختن نیازهایی که در آن رابطه ارضا می‌شدید، باید به دنبال راهی دیگر برای برطرف کردن آن نیازها بگردید. اگر آن نیازها واقعی بوده است، باید در جای دیگری راهی برای پاسخ گفتن به آنها را جست‌وجو کنید و اگر کاذب بوده است، باید در خودتان دلیل این نیازهای غیرمنطقی و تغییر را جست‌و‌جو کنید.

حستان را زیر ذره‌بین بگذارید

آبا بودن این فرد در زندگی‌تان، منفعتی را به دنبال داشته است؟ برای مثال با او به شما خوش می‌گذشته یا باعث می‌شده چیزی از او یاد بگیرید؟ اگر این منفعت منطقی باشد، می‌شود از آن گذشت و پاسخ آن نیاز منطقی را در جای دیگری پیدا کرد. اما اگر یک نیاز کاذب دلیل دلبستگی بیش از حد شما باشد، با هیچ چیز نمی‌توانید آن را جایگزین کنید. تنها راه شما این است که در خودتان دلیل اصلی این دلبستگی را پیدا کنید و با برطرف کردن مشکلات خودتان، به این سوگواری هم پایان دهید. بعد از، از دست دادن یک رابطه عاطفی، کنار آمدن با دلایل منطقی آسان است. شما به‌راحتی می‌توانید جایگزین دیگری برای آنها پیدا کنید و به زندگی‌تان ادامه دهید. اما اگر دلایل احساسی و نادرست شما را به این رابطه پیوند زده باشد، بیرون آمدن از آن کار آسانی نیست. اگر می‌خواهید بدانید دلبستگی‌تان به این ارتباط منطقی است یا به دلیل ناتوانی‌های خودتان در آن ماندگار شده‌اید، به سؤالاتی که در این مطلب آمده، پاسخ دهید.

چگونه شکست عشقی را از یاد ببریم – آکا,شکست عشقی را از یاد می برید اگر… عشق,شکست عشقی

حستان راست می‌گوید؟

اگرمی‌خواهید بدانید کجای کارید و تا چه اندازه رابطه‌تان با نامزدتان منطقی است، به سؤالات زیر پاسخ دهید. این تست کوچک به شما می‌گوید که به‌خاطر منطق احساس عاشقی می‌کنید یا دلایل نادرستی شما را وادار به عاشق بودن می‌کنند، پس صادق باشید و بدون خودسانسوری‌ پاسخ دهید.