بایگانی دسته: مقالات

چطور بفهمید خواستگارتان عصبی است؟

وقتی می‌خواهید ازدواج كنید احتمالا همیشه این سۆال در ذهن‌تان هست كه شخص مقابل چه خصوصیات اخلاقی‌ای دارد؟ مثلا از شخصیت آرامی برخوردار است یا نه، آیا زود عصبانی می‌شود یا نه؟ گاهی در طول شناخت پیش از ازدواج متوجه بعضی خصوصیات اخلاقی عجیب و غریب در فرد مقابل می‌شویم از جمله خشم و عصبانیت بی‌مورد. آیا می‌شود با اینگونه افراد زندگی مشترك خوبی داشت؟

ما سایت طوبی را برای همسریابی و همسرگزینی به شما پیشنهاد می کنیم.

خشم یعنی چه؟

خشم، احساس ناخرسندی و ناخوشایند و خصومت ما در مقابل خودمان یا دیگران یا موقعیتی كه پیش آمده است كه یكسری واكنش‌های بیرونی هم دارد؛ مثل چهره برافروخته، حالت از كوره در رفتن و رفتارهای تكانشی كه انرژی‌های خشم را به این طریق نشان می‌دهیم. همه ما ممكن است دچار ناراحتی‌ها، اختلاف‌ها و غم‌هایی در طول روز شویم ولی خشم ظاهر آدم‌ها را بیشتر به‌هم می‌ریزد و انرژی منفی آن بسیار شدیدتر است. اگر ناراحتی‌های ما روی هم جمع شوند، خشم شكل می‌گیرد (یعنی ناراحتی‌هایی كه تلنبار شده، بیان نشده، به آنها نپرداخته‌ایم و در‌ك‌شان نكرده‌ایم.) معمولا افرادی كه نمی‌‌‌دانند چگونه مسائل و ناراحتی‌هایشان را با خودشان یا دیگران حل كنند دچار خشم می‌شوند.

چند جور خشمگین می‌‌شویم؟

خشم به خودمان: نشان‌دهنده این است كه من با خودم مسائلی دارم كه حل نشده‌اند و حس‌های نامطلوبی نسبت به خودم دارم.
خشم به دیگران: این یعنی تحمل پذیرش رفتارهای دیگران را نداریم. شاید حتی مهارت‌های گفت‌وگو و رفتارهای سازنده با دیگران را هم نداشته باشیم.
خشم به شرایط: معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند كمك كنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

اما از كجا بفهمید كه مثلا خواستگارتان آدم خشنی هست یا نه. یكی از توصیه‌های اصلی و اكید ما قبل از ازدواج این است كه حتما زمانی را برای شناخت هم قائل شوید و این زمان لزوما چند روز، یك هفته یا یك ماه نیست. معمولا دوره شناخت را بین ۶ ماه تا یك سال پیشنهاد می‌كنیم زیرا رفتارهای مختلف و خاص افراد در طول زمان، بالاخره خودش را نشان می‌‌دهد. باید زمان قابل‌ملاحظه‌ای را با فرد بگذرانید، البته نه فقط با پیامك و تلفن بلکه بهتر است خانواده‌ها و دوستان دو طرف هم در موقعیت‌های مختلف با هم آشنا شوند.
معمولا خشم یكسری آثار دارد؛ مثل اینكه فرد وقتی چیزی مطابق سلایق و عقایدش نباشد خیلی به هم می‌ریزد و برافروخته می‌شود، با فشار و حرص صحبت می‌كند و شما متوجه می‌شوید كه انرژی منفی او در یك لحظه بالا می‌رود.
معمولا افرادی كه دچار پرخاشگری هستند از تن صدای بالایی برخوردارند و از كلمات پرخاشگرانه و توهین‌آمیز استفاده می‌كنند. به هر حال این افراد در طول زمان خودشان را نشان می‌دهند. افراد خشمگین ممكن است تا مدت طولانی بتوانند چهره خوبی از خود نشان دهند اما كم‌كم چهره واقعی‌شان آشکار می‌شود.

آیا می‌شود با فرد پرخاشگر زندگی خوبی داشت؟

اما اگر ازدواج كردید و دیدید همسرتان پرخاشگر است باید بدانید تغییر دادن طرف مقابل كار بسیار دشواری است مگر اینكه خودش بخواهد. اصولا آدم‌‌ها تغییر نمی‌كنند مگر اینكه خودشان بخواهند. اگر فرد پرخاشگر نخواهد تغییر كند كار خیلی دشوار خواهد بود. درحقیقت كسی كه بخواهد با این فرد زندگی كند ابتدا باید تصمیم بگیرد كه آیا می‌تواند با فردی كه پرخاشگر است زندگی كند یا خیر؟
یعنی آیا رفتارهای پرخاشگرانه او آنقدر آسیب‌زننده است كه تصمیم به جدایی بگیرد یا نه؟ اگر می‌خواهد زندگی كند كه باید او را همان‌طور كه هست، بپذیرد. درحقیقت اینجا جز پذیرش طرف مقابل هیچ چاره‌ای ندارد و باید روی آرام‌سازی خودش كار كند.
اما فرض بر اینكه آن فرد پرخاشگر می‌خواهد تغییر كند، ضمن اینكه باید یكسری مهارت‌های مدیریت خشم را بیاموزد، خانواده هم می‌تواند خیلی كمك‌كننده باشد. اما چگونه این کار را بکنیم:

۱- به مروز زمان افراد متوجه می‌شوند كه اشخاص پرخاشگر چه خط قرمزهایی دارند که می‌توانند مراقب آنها باشند.
۲- معمولا افرادی كه پرخاشگرند، افراد حساسی هستند و چون دارند در دنیای درون‌شان با خودشان خشم را تجربه می‌كنند دیگر تحمل‌شان تمام می‌شود و آن را به بیرون می‌‌ریزند؛ یعنی ما هر چیزی را كه در درون داریم به بیرون نشان می‌دهیم. من اگر در درونم با خودم سرزنش‌‌گرانه و توهین‌آمیز برخورد كنم طبیعتا با دیگران نیز همین‌طور خواهم بود. معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند كمك كنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

با فرد پرخاشگر ازدواج نكنید، مگر…

در مورد ازدواج همیشه باید شناخت و آگاهی ما نسبت به فرد مقابل در رابطه‌اش با ما یك قدم جلوتر باشد. در روانشناسی نیز یك اصل است كه احساس‌محوری یكی از خطاهای ذهنی است. افراد احساس‌محور معمولا تصمیماتی می‌گیرند كه بعدها دچار ناكامی و پشیمانی شده و متوجه می‌شوند كه تصمیمات‌شان اشتباه بوده و چه بسا همین عامل می‌تواند باعث افسردگی شود. وقتی در سنجش شخصیت طرف مقابل كه یكی از ملاك‌های اصلی است پرخاشگری را مشاهده كنیم و در مقابل او یك فرد آرام قرار بگیرد اتفاقی كه بین این دو می‌افتد، این است كه فرد پرخاشگر معمولا حاكم بر فرد آرام خواهد شد. با این شرایط پیشنهاد ما این است كه ازدواج صورت نگیرد مگر اینكه فرد پرخاشگر روی خشم خود كار كند.

لیستی از سوالات روز خواستگاری

در این مقاله عناوینی از مهم ترین سوالات خواستگاری را برایتان بیان می کنیم که بخشی از آن گفته ی خودتان است . البته نوشتن لیستی که شامل تمام سوالات لازم برای شناسایی شریک آینده تان باشد غیر ممکن است زیرا تفاوت های فردی ،شغلی،فرهنگی،اعتقادی و غیره در انسان ها باعث می شود یک نسخه ی واحد کارساز نباشد .می توان اصولی را بیان کرد که در فرهنگ ما برای داشتن زندگی موفق زناشویی لازم است اما شاید کافی نباشد. به همین دلیل بعد از خواندن سوالات پیشنهادی تبیان ، خود شما نیز باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

ابتدا زمانی که تصمیم می گیرید که خواستگاری را به خانه بپذیرید یا همراه خانواده به خواستگاری بروید ،بهتر است کمی با خود خلوت کنید . واقع بینانه به خود و شرایط موجودتان نگاه کنید. خود را از نظر زیبایی،تحصیلات،شرایط مالی ، فرهنگ خانواده بسنجید. این کار برای سنجیدن توقعات خوداز زندگی و همسر آینده ،کمک خواهد بود.

بهتر است علاوه بر شناخت بیشتر از شرایط فعلی تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگی زناشویی را مشخص کنید. در خلوت خود شعار ندهید. اینکه معیار های صحیح چیست با این که معیار های شما چیست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معیار هایی صحیح انتخاب کنید اما در زندگی آینده چون این معیار ها برایتان درونی نشده و فقط جنبه ی شعار داشته ، دچار مشکل شوید. پس نگاهی واقع بینانه به شرایط موجود و خواسته های آینده بسیار مهم است . وقتی به یک ارزیابی صحیح رسیدید ،دست به کار شوید.لیستی برای خود تعیین کنید و البته باید یاد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب های مشخص وجود ندارد و جوابی متفاوت از آنچه شما فکر می کردید به یک سوال نباید باعث شود نظر شما منفی گردد.خیلی از پاسخ ها خود باعث سوال دیگری می شوند و مهم این است که شما در آن زمان بتوانید به خوبی و البته صادقانه گفتگو کنید.

سوالات کلی برای شروع خوب است اما خیلی تعیین کننده نیست زیرا سوال کلی جواب کلی هم دارد و به شناخت بیشتر کمک نمی کند.
بعضی از سوالاتی که در زیر آمده در صورت آشنایی قبلی با فرد برای مثال فامیل بودن نیازی به پرسیده شدن ندارد و برخی برای شما حائز اهمیت نیست .پس سوالات زیر را به عنوان چند پیشنهاد مطالعه بفرمائید.

– بیوگرافی خوتان را بگوئید:(سن ، تحصیلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعیت پدر و مادر، خواهر و برادر ها، این که چندمین فرزند خانواده است . )

– علت اینکه تصمیم به ازدواج گرفتید چیست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگی یا نیاز شخصی)

– در زندگی چه هدفی را دنبال می کنید؟ چند تا از سر فصل های مهم در آینده تان چیست؟(برای مثال گرفتن بورسیه،موفقیت در زمینه ی ورزش و..)

– چه ملاک هایی برای خوشبختی دارید؟

– مسائل اقتصادی همسر و خانواده ی او چقدر برایتان مهم است؟

-بعد از ازدواج چقدر مایل به ارتباط با خانواده ی همسرتان هستید؟

-دوست دارید همسرتان با خانواده ی شما تا چه حد صمیمی باشد؟

-در تصمیم گیری ها اهل مشورت هستید؟

-آیا خانواده و دوستانتان در تصمیماتتان دخیل هستد؟ در آینده همسرتان چطور؟

-اگر اختلاف نظری بین همسر و خانواده تان ایجاد شد ،چگونه آنرا رفع می کنید؟

-خانواده ی خود را سنتی می دانید یا مدرن؟ می خواهید چطور خانواده ای تشکیل دهید؟

-نظرتان راجع به مرد سالاری و زن سالاری چیست؟

-تکلیف مدیریت خانه چه می شود؟

-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتیجه نرسیدیم ، چه کسی نظر آخر را بدهد؟

-چه عقیده ای در باره ی مدیریت اقتصادی خانه دارید؟

-تعریف تان از صرفه جویی چیست؟

-چقدر اهل پس انداز هستید؟

-چقدر دوست دارید صاحب فرزند شوید؟

-در تربیت فرزندان ، چقدر اختیارات را به همسرتان واگذار می کنید؟

-تا چه حد به اعتقادات مذهبی پایبند هستید؟

-از نظر دیگران فرد مذهبی هستید؟

-تعریفتان از حجاب چیست؟( چادر ،مانتوی پوشیده ،چادر ملی ،بلوز و شلوار و روسری و ..)

-در رفتار با نامحرم چه روشی دارید؟

-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار می کنید؟

-از همسرتان تو قع دارید چگونه رفتار کند؟

-با کار کردن خانم ها موافقید؟ چه نوع کاری؟ (مخصوص خانم ها)

– دوست دارید در آینده شاغل باشید؟ (مخصوص آقایان)

-آیا همسرتان باید برای هر کاری از شما اجازه بگیرد؟

-اهل مطالعه هستید یا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتی؟

-آیا فیلم دیدن را دوست دارید؟ زیباترین فیلم هایی که تا کنون دیده اید ،کدامند؟

-رابطه تان با دنیای مجازی و اینترنت چگونه است؟

-اگر اهل استفاده از اینترنت هستید، بیشتر به سراغ چه موضوعات و سایت هایی می روید؟

-با چت کردن چه میانه ای دارید؟

-تا به حال به چه کارهایی اشتغال داشتید؟

-از کاری که می کنید ،راضی هستید؟

-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟

حتما راجع به خط مشی سیاسی و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنید و از او سوالات کاملی بپرسید چون ممکن است در آینده به مناسبت های مختلف ، اختلاف عقیده ی سیاسی دیگر شرایط زندگی تان را تحت تاثیر قرار دهد.
-با جشن عروسی موافقید؟ تا چه حد موافق خرج کردن برای مراسم هستید؟

-آیا در باره ی مهریه نظر خاصی دارید؟

-رسم و رسوم خاصی هست که خانواده تان برایشان خیلی مهم باشد؟

-چه نوع تفریحاتی را دوست دارید؟

– بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد می کنید؟

– دوست دارید همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد یا نه ؟

این ها بخشی از اطلاعاتی است که ما از همسر آینده مان نیاز داریم اما همه ی آن نیست. تحقیق ،مشاوره می تواند بسیار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعی کنید بهترین انتخاب را داشته باشید زیرا هرچند دین ما در صورت اختلاف امکان جدایی را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدری زیاد است که بهرین راه پیشگیری از طلاق با انتخاب صحیح است.

اگر هنوز همسر دلخواه خود را پیدا نکرده اید، میتوانید به سایت همسریابی طوبی مراجعه کنید و همسر دلخواه خود را پیدا کنید.

با کی ازدواج کنید که خوشبخت شوید؟

اما در ازدواج بیش از همیشه شناخت از شخصیت به کار می آید. این که من چه شخصیتی دارم و با شخصیتی می توانم زندگی مشترک داشته باشم.

«شخصیت» یعنی چه؟

شخصیت مجموعه خصوصیات اخلاقی فردی است که با شناخت آنها فرد قابل‌پیش‌بینی می‌شود؛ از خصوصیات فردی گرفته تا خصوصیات اجتماعی و نحوه تعامل فرد با خود و دنیای اطراف برای دستیابی به اهدافش. مثلا وقتی ناکامی پیش می‌آید، بعضی‌ها سعی می‌کنند نقاط ضعفشان را جبران و از آن به‌عنوان پله استفاده کنند اما در مقابل بعضی‌های دیگر سرخورده و بدبین می‌شوند و حتی ممکن است روابطشان را با اطرافیان قطع کنند و… همه این انتخاب‌ها به شخصیت افراد بستگی دارد.

مسلما افراد با شخصیت‌های متفاوت بر اطرافیان خود هم تاثیر می‌گذارند و این موضوع در امر ازدواج بسیار پررنگ است چراکه ۲ نفر وقتی برای زندگی با یکدیگر اقدام می‌کنند، ارتباط عمیق‌تری با هم خواهند داشت بنابراین باید سلیقه‌ها و خواسته‌هایشان به هم نزدیک باشد. پس موقع انتخاب همسر، بیشتر از آنکه به تفاوت‌ها توجه کنید، باید به تشابه‌هایتان اهمیت بدهید تا راحت‌تر با همسر آینده‌تان کنار بیایید و از زندگی‌تان لذت بیشتری ببرید.

 

پیش از ازدواج باید..

غیر از سطح اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… دو خانواده که باید به هم نزدیک باشد، یکی از اولین موضوع‌هایی که باید به آن دقت کنید، نوع روابط اجتماعی همسر احتمالی‌تان است. مثلا اگر فردی روابط اجتماعی محدودی دارد، علاقه‌ای به مهمانی رفتن ندارد، از زندگی فردی لذت بیشتری می‌برد و… ممکن است با ازدواج مشکل پیدا کند چراکه در مرحله اول، ازدواج یک زندگی اجتماعی است و در مرحله بعد وقتی با فردی ازدواج کند که اهل روابط اجتماعی وسیع باشد، قطعا هم خود و هم همسرش اذیت می‌شود. یکی دیگر از مسائلی که باید برای فرد قبل از ازدواج مشخص باشد، هدفش است. مثلا اگر فردی کمال‌گرا باشد تا به ایده‌آل‌هایش نرسد، از زندگی راضی نخواهد بود و وقت بیشتری را به شغلش اختصاص می‌دهد اما فردی که سقف آرزوهایش کوتاه‌تر است، خواسته‌های کمتری دارد و آن همه تلاش و کار برایش آزاردهنده است! بنابراین به این نکته هم توجه داشته باشید و ببینید در این زمینه چقدر به همسرتان نزدیک هستید.

 

خصوصیاتی که به اختلال تبدیل می‌شوند

وقتی صحبت از اختلال می‌شود، منظور این است که صفات و خصوصیاتی که گفته شد، شکل برجسته‌تر و پررنگ‌تری به خود می‌گیرند و به یک اختلال شخصیتی تبدیل می‌شوند. در ادامه به شناخت انواع اختلال‌ها می‌پردازیم اما پیش از آن یادتان باشد اگر خودتان یا فردی که قصد دارید زندگی‌تان را با او قسمت کنید، دچار هر کدام از این اختلال‌ها هستید، حتما پیش از ازدواج نسبت به درمانش اقدام کنید. اولین اختلالی که باید به آن پرداخت، اختلال شخصیت وابسته است. دقت کنید فرد انتخابی‌تان در روابط، تصمیم‌گیری‌ها و مسئولیت‌هایش بتواند بدون حمایت و وابستگی به دیگران زندگی کند. آنها گاهی سلطه دیگران را هم می‌پذیرند تا حمایتشان را از دست ندهند و در مقابل رفتارهای آزاردهنده دیگران سکوت می‌کنند تا مقبول بمانند.

اختلال شخصیت اجتنابی، نوع دیگری از اختلال است که فرد با وجودی که از لحاظ اجتماعی از ارتباط برقرار کردن با دیگران لذت می‌برد، از برقراری ارتباط با دیگران هراس دارد. ترس از مسخره شدن، خرابکاری در جمع و… و در نهایت طرد شدن مانع از برقراری ارتباط این افراد با دیگران می‌شود. اگر این اختلال شدت داشته باشد و حالت بیمارگونه پیدا کند، قطعا برای فرد و همسرش مشکل‌ساز خواهد شد. بعضی افراد هم به اختلال شخصیت وسواسی اجباری مبتلا هستند. این افراد معمولا بسیار کمال‌طلب هستند و انتقادپذیری‌شان در این زمینه بسیار کم است. آنها دوست دارند دیگران را کنترل کنند و کمال‌گرایی در همه جنبه‌های زندگی‌شان دیده می‌شود. این افراد معمولا روابط اجتماعی و تفریحشان را هم فدای کمال‌گرایی‌شان می‌کنند و بیش از حد برای شغلشان وقت می‌گذارند. بیش از حد منظم، جزئی‌نگر و بسیار انعطاف‌ناپذیرند و حتی ممکن است افراد خسیس و لجبازی هم باشند.

آن گروه از افرادی که در زندگی ثبات‌قدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچ‌وقت پایدار نیستند و با کوچک‌ترین اتفاقی تغییر نظر می‌دهند

از خودشیفته تا ضد‌اجتماعی

گروه دیگری از اختلال‌های شخصیتی به ۴ اختلال خودشیفته، نمایشی، مرزی و ضداجتماعی تقسیم می‌شوند. خودشیفته‌ها افرادی خودخواه و خودپسندند و احساس می‌کنند دنیا حول محور آنها می‌چرخد. همیشه از بالا به بقیه نگاه می‌کنند و به همین دلیل احساس همدلی کمتری با دیگران دارند. زندگی با این افراد سخت است چراکه سعی می‌کنند دیگران را تحقیر کنند و خود را بالا ببرند. پس موقع انتخاب خوب چشم‌هایتان را باز کنید! مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی هم معمولا با ادا و اطوارهای خاص صحبت می‌کنند، لباس و مدل مو و… آنها با دیگران بسیار متفاوت است و تمایل زیادی به جلب توجه دیگران دارند رفتارهای این افراد هیجانی است و معمولا ارتباطشان با دیگران بسیار سطحی است؛ پس ازدواج با این افراد ریسک بزرگی محسوب می‌شود.

اما آن گروه از افرادی که در زندگی ثبات‌قدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچ‌وقت پایدار نیستند و با کوچک‌ترین اتفاقی تغییر نظر می‌دهند چون احساسشان در مورد خودشان هم بسیار ناپایدار است. احساس پوچی و اقدام به خودکشی، ضعف در کنترل خشم و بی‌ثباتی در الگوهای رفتاری از دیگر نشانه‌های این اختلال است و افرادی که مدام شغل عوض می‌کنند، در همین گروه قرار دارند. اختلال ضداجتماعی گونه‌ای دیگر از اختلال شخصیت است که حادترین حالتش را می‌توان در جنایتکاران و افراد مجرم دید! این افراد نمی‌توانند خود را با قانون تطابق دهند، بدون عذاب وجدان دروغ می‌گویند، به حریم دیگران احترام نمی‌گذارند و به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند و همسرشان هم از این قاعده مستثنی نیست! زندگی با این افراد نه‌تنها سخت بلکه خطرناک است.

 

کسانی که به ندرت از دواج می‌کنند

اختلال شخصیت پارانوئید که به‌عنوان بدبین و شکاک یا بددل معروف است، باعث می‌شود فرد خیلی سخت به دیگران اعتماد کند. این افراد اصولا به همه، حتی همسرشان سوءظن دارند و با کوچک‌ترین اشتباهی اعتمادشان را از دست می‌دهند. مدام فکر می‌کنند دیگران می‌خواهند از آنها سوءاستفاده کنند بنابراین همیشه در حال انجام کارهایی هستند که دیگران نتوانند از آنها سوءاستفاده کنند. بسیار کینه‌ای هستند و به محض اینکه اشتباهی از اطرافیانشان ببینند، سریع ارتباطشان را قطع می‌کنند و روابط اجتماعی‌‌شان را بر هم می‌زنند. این افراد معمولا اهل روابط اجتماعی نیستند و زندگی با آنها طاقت‌فرساست. در میان اختلال‌های شخصیت، مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال یا گسیخته‌گون و اختلال اسکیزوئید کمتر سراغ ازدواج و عشق و عاشقی می‌روند چون اساسا افراد اجتماعی‌ای نیستند اما ممکن است بنا به دلایلی عاشق شوند و سراغ زندگی مشترک هم بروند اما با رفتارهایی که دارند، اغلب همان زندگی انفرادی را ادامه می‌دهند.
مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال عجیب و غیرعادی با اعتقاداتی ماورائی هستند و به سحر و جادو و خرافه اعتقاد زیادی دارند؛ افرادی که برای هر کاری سرکتاب باز می‌کنند و دعا می‌گیرند و… برای دفع شر و خیر و… دنبال سحر و جادو هستند، در این گروه‌اند. درک این افراد از واقعیت می‌تواند با اشتباه‌های بزرگی همراه باشد و به خاطر اعتقادات عجیب و خرافی‌شان ممکن است دچار بدگمانی و سوءظن‌های پارانوئیدی شوند.
اما اختلال شخصیت اسکیزوئید به مراتب پیچیده‌تر از تمام اختلال‌هاست. افراد اسکیزوئید زندگی کاملا فردی دارند و معمولا نمی‌توانند کسی را به دنیای خود راه دهند. این افراد در روابط با دیگران شرکت نمی‌کنند، بسیار منزوی و گوشه‌گیر هستند و از ارتباط اجتماعی و رابطه با دیگران اصلا لذت نمی‌برند بنابراین معمولا از لحاظ جنسی هم افراد سردی هستند. پس تمایل کمتری به ازدواج دارند اما ممکن است به دلایل خاص عاشق فردی شوند و برای به دست آوردن عشقشان هر کاری بکنند اما بعد از ازدواج دوباره به دنیای خود بر می‌گردند و علاقه سطحی و ناگهانی پیش‌آمده را پس می‌زنند و به زندگی سرد، تغییرناپذیر و انفرادی خود باز می‌گردند.

پس از همسریابی چگونه خواستگاری برویم؟

پس از همسریابی، خواستگاری شروع رسمی فرایند ازدواج شماست. برای آن که شروعی مطمئن و طلایی داشته باشید، باید نکاتی را رعایت کنید که تجربه و دانش مشاوران به شما توصیه می کند.

در مرحله خواستگاری سه سوال مهم مطرح است

۱. در چه شرایطی به خواستگاری برویم؟

در شرایطی باید به خواستگاری برویم که هم خودمان و خانواده و هم طرف مقابل و خانواده اش از نظر روحی، روانی، زمانی، مادی، جسمی و… آمادگی داشته باشند، که برای روشن شدن این مطلب چند مثال می آوریم. مثال: دختر خانمی فردای خواستگاری امتحان دارد و از نظر روحی آرامش ندارد و در مجلس به راحتی نمی تواند با شما صحبت کند یا چند روز قبل یکی از بستگان آنها فوت کرده، اكنون وقت مناسبی برای خواستگاری نیست یا به طور غیر مستقیم متوجه شده اید خانواده دختر در شرایط فعلی از لحاظ مادی، آمادگی خواستگاری را ندارند و نمونه های دیگر که با کمی فکر کردن می توانید دریابید.

۲. با چه کسانی و چگونه به خواستگاری برویم؟

همراه بودن تنی چند از افراد ذیل ضروری است: والدین، خواهر، برادر بزرگتر، عمو، عمه، خاله و ریش سفید معتمد. البته به این نکته توجه کنید، هر چه جمعیت همراه بیشتر باشد دردسر آن بیشتر است، پس به حداقل اکتفا شود. در ضمن تنها رفتن پسر برای خواستگاری صحیح نیست و معمولاً مشکلاتی در پی دارد.  

این که رعایت پاکیزگی کامل و ظاهری کاملاً آراسته و استعمال بوی خوش نیز لازم است و البته و صددرصد همراه داشتن دسته گل و خرید یک هدیه، زیرا بردن هدیه در روح زن تأثیر نیکو می گذارد و این عمل را دلیل صدق و علاقه مرد می شمارد و به این وسیله احساس شخصیت می کند و به تبع محبت و علاقه اش زیاد می گردد.»

۳. چه سوالاتی در جلسه خواستگاری یا جلسات بعدی مطرح کنیم؟

در این مرحله از چیزهایی سوال می شود که قبلاً جوابش را به دست نیاورده ایم و برای ما مخفی است. از این قبیل سوالات:

۱. چه انتظاری از همسر آینده ات داری که نوع پاسخ او می تواند برای شما مهم باشد؟ مثلاً طرف مقابل بگوید من از همسرم توقع دارم بلافاصله بعد از عقد ماشین مدل بالا برایم تهیه کند و یا…..

۲. همسر شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد که مطلوب شما باشد؟

۳. اصلی ترین وظیفه زن و شوهر در مقابل یکدیگر چیست؟

۴. آیا تصمیم به ادامه تحصیل دارید؟

۵. هدف شما از ازدواج چیست؟

۶. به ترتیب علاقه خود را به سرگرمی های زیر ذکر کنید. (شماره گذاری کنید.)

ارتباط با دوستان و اقوام… مطالعه… رفتن به سینما… صحبت تلفنی… ورزش… گردش در خیابان… مسافرت… تماشای تلویزیون… ویدئو… بازی با رایانه….

۷. سوال از مکان زندگی آینده و نحوه آن آیا مستقل باشد یا همراه خانواده پسر؟

۸. نحوه معاشرت همسران با نامحرمان فامیل که با آن ها احساس نزدیکی و خودمانی دارد. (دختر خاله، پسر خاله، پسر دائی، دختر دائی)

۹. میزان علاقه همسر خود را در مورد ارتباط داشتن با دوستان و فامیل بدانیم؟

۱۰. نظر شما در مورد شرایط خاص…. و شغل و کار من چیست؟ و آیا می توانید با آن سازگار شوید.

۱۱. و….

شایسته است گفتگوی ازدواج، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید

محور های گفتگوی حضوری ازدواج

با توجه به ضرورت حصول شناخت متقابل قبل از ازدواج، دیدار طرفین وگفتگوی مستقیم در قالب جلسه معارفه، از اهمیت خاصّی برخوردار می باشد. آن چه در چنین جلساتی باید مدّنظر قرار گیرد؛ دو محور اصلی است.

۱. رۆیت وضعیت ظاهری

۲. گفتگو در مورد محورهای اساسی زندگی؛ به منظور آشنایی با دیدگاه و فراهم آوردن زمینه تفاهم در متن زندگی مشترک؛ از طریق طرح سۆال و دریافت پاسخ های مناسب.

شایسته است این گفتگو، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید و از داشتن حالت و وضعیت ظاهری تصنّعی و به کارگیری جملات و عباراتی که به طور معمول از آن ها استفاده نمی شود، خودداری کند.

مهارت ها و اصول پیش از ازدواج و مراسم خواستگاری

مهارت در خود آگاهی

خود آگاهی موجب شناخت نیازهای افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود . و همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر می كند. خود آگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان آسانتر ساخته ، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایتمندی را رونق می بخشد . خود آگاهی تضمین كننده استحكام وجودی فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و مرد در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آن هاست. خود آگاهی شناخت احساسات، اهداف و برنامه های زندگی ، تفریحات و سرگرمی ها ، توانایی ها ، ضعف ها، ارزشها ، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب ، علائق، آرزوها، و استعدادها را به دنبال دارد. كشف و درك شناخت و مهارتها و توانایی های خود به این دلیل مهم است كه: فرد قبل از ازدواج بداند چه هدفی دارد و براساس هدف اصلی زندگی اش برنامه ریزی كند.

آگاهی از خود و خصوصیات خویش به انسان كمك می كند با توانایی ها ، ضعفها ، و سایر خصوصیات خود آشنا شود . و همچنین در صورت برخورد با مشكلات طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبرو شود.

شناخت تفاوتهای زن ومرد

تفاوتهای میان زن ومرد تفاوتهای عمده ای است . برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد و باید در ازدواج و زندگی مشترك به آن توجه كرد. ازجمله:

۱- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می خواهند در مورد مسائل مالی، معاملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند . مخالفت و عدم توجه افراد به این نكته می تواند مشكلات و موانعی را در زندگی مشترك ایجاد كند زیرا مرد تصور می كند كه به استقلالش لطمه خورده است.

۲- زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند: چنانچه زنی حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واكنش های شدید عاطفی نشان می دهد.

۳- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید كه مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده اند . البته ، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می كند با این كه قدرت اول خانواده است ، مشكلات زیادی مشاهده می شود. البته این كه مردها قدرت اول خانواده باشند به این معنا نیست كه مرد همانند یك دیكتاتور عمل كند بلكه منظور نقش مدیریتی است.

۴- صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطراب ها و ناراحتی های خود را تخلیه می كنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است . چنانچه درك و آگاهی زن و مرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترك می كند.

۵- نگاه مردان به مسائل كلی تر است : مردها معمولا وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند در حالی كه زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می شود ، كه زن تصور كند كه مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور كند كه همسرش فردی حساس و ریز بین است.

۶- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفكرات منفی در مدت زمان اندك موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آنكه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می كند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد.

مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با افراد كمك می كند.
گاهی افراد به اشتباه تصور می كنند تفاهم به این معنی است: كه با فرد مقابل كاملاٌ هم فكر و هم عقیده باشیم در حالی كه چنین تصوری از پایه اشتباه است ، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت كه شبیه هم باشند.
اختلاف در دیدگاهها، علائق ها ،آرزوها، سلیقه ها ، امری طبیعی و عادی است.

اصول مهارت همدلی: ۱- به صحبت های دیگران خوب گوش كنید . ۲- با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید. ۳- به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید. ۴- خود را به جای طرف مقابل بگذارید. ۵- در همدلی با طرف مقابل از جمله های قاطع استفاده نكنید.

مهارت تصمیم گیری

انسانها در صورت های مختلفی تصمیم می گیرند. خواه این تصمیم معامله ای یا اشتغال به كاری یا ازدواج باشد.

اصول تصمیم گیری عقلانی:

تصمیم گیری عقلانی دارای اصول و مهارت هایی به ترتیب زیر است:

مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد روی آن تمركز کرده و ضمن روشن كردن تصمیم اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می كند.

ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده انتخاب: فرد پیامد های متفاوت انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.

تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله فرد به صورت عملی وارد مراحل اجرای برنامه خودش می شود.

ارزیابی پیامد های واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا موفقیت كاملی را به دست نیاورده است . در اینجا فرد مراحلی را كه پشت سر گذاشته مورد بررسی قرار می دهد.

علل فرار جوانان از ازدواج

نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی می‌کند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد. این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
از طرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایده‌آل‌ها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارت‌اند از:

ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهه‌های اخیر، در الگوهای رفتاری خانواده‌ها، تحوّل جدّی‌ای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانواده‌ها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهم‌ترین مسائلی است که خانواده‌ها توجّه بیشتری به آن مبذول می‌دارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصت‌ها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد.

بسیاری از جوانان می‌اندیشند که تأمین هزینه‌های گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجاره‌خانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمی‌توان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج می‌گریزند.
در پژوهش آماری صورت‌گرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کرده‌اند و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورت‌گرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانواده‌های دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد می‌کنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میان‌سالِ شاغل در ایران، با چند سال پس‌انداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمی‌آید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین می‌نماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.

تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوج‌های جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز می‌گردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش می‌دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت می‌کند.

۲ . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب می‌کند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.
خانواده‌ها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمی‌توانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.

۳ . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج می‌دهند ، نمی‌توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا می‌گذارند و حاضر به ازدواج نمی‌شوند.
وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسب‌تر نمی‌شود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر می‌دهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه می‌سازد.

۴ . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطه‌ای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کم‌رنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده می‌کنند و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمی‌گذارد ، خود زمینه‌ساز فرار دختران و پسران از ازدواج می‌شود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.

۵ . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواسته‌ها و نیازهای آنان می‌شود و از این رو، ترجیح می‌دهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادی‌های فردی می‌دانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمی‌شوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیه‌گاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمی‌تواند جای آن را بگیرد.

فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمی‌توان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجه‌اند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگه‌داشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میان‌سال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزند‌خوانده‌ها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بی‌فرزند ماندن زوجین) است.

ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.

ازدواج هایی که دیر شده یا هفت اشتباه دختران مجرد!

چندی پیش، فیلمی تماشا کردم که در آن ، خانمی مسئول کارهای حقوقی یک شرکت بود. این خانم، در آستانه چهل سالگی، وقتی پرونده‌های شرکت را بازبینی می‌کرد، به فکر بازبینی زندگی شخصی خودش افتاد و با این تصور که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد به این نتیجه رسید که هیچ راهی برای تشکیل خانه برایش وجود ندارد. حالا خودتان نتیجه را پیش بینی کنید. این خانم مرتکب اشتباهی شده است که دختران مجرد زیادی آن را تکرار می کنند. در واقع، او دچار اشتباهات اساسی شده بود که باعث می‌شود یک خانم مجرد همیشه تنها بماند.

هفت اشتباه دختران مجرد

متأسفانه در سال هاى اخیر عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و … سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. همچنین تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، جوانان را از ازدواج باز مى دارد. این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند. پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است! برای این منظور لازم است تا دختران مجرد را با اشتباهات رایجشان آشنا کنیم.

اشتباه شماره ۱:

ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند. نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را برای ازدواج از روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب می کنند . به عنوان مثال چنین می گویند: “وای ببین دختران فامیل با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی کرده اند، آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟ این طوری همیشه احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟”

نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.

اشتباه شماره ۲:

تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند. از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد نابهنجار در زندگیشان خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او خود داشته باشند . به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده از او به همسرش بوده اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی منفی بنگرند . در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد . اگر چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را رعایت کند و اخلاق یکی از شاخه های اصلی دین است، اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از زیر سئوال بردن اعتقادات دینی نیست.

اشتباه شماره ۳:

آنها مردان مناسب را نادیده می‌گیرند. این موضوع را بارها و بارها دیده‌ایم كه وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. ما به همه کسانی که فكر می‌كنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌كنم كه این احساس را کنار بگذارند و به جای آن ، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید همیشه منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با ناامیدی آینده خود را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.

اشتباه شماره ۴:

آنها پا به فرار می‌گذارند. بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به هرحال، اگر دختران ما بخواهند نتیجه‌ای از روابط خود بگیرند و امید به تشکیل زندگی داشته باشند، باید این رفتار خود را کنار بگذارند. هنگامی که شما با مردی مناسب ازدواج می‌کنید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برای شما دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه‌اش را نداشته‌اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را تحمل کنید.

به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید. سعی كنید از این حس زیبا، یعنی شناختن شخصی مناسب که واقعاً به شما علاقه‌مند است و دوست دارد شما را آن‌گونه که هستید بشناسد، لذت ببرید.

اشتباه شماره۵ :

آنها اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند. خانمی كه وضعیتش در بالا اشاره شد به شدت در كارش غرق شده بود و موفقیت در کار را در اولویت همه مسایل دیگر زندگی می دانست. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگی‌اش در کار خلاصه شده بود. مشکلی که خیلی از دختران مجرد دچارش هستند. بعضی دختران فکر می‌كنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ است، حتما مشکلی در او وجود دارد. این افكار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها فرصت داده باشند تا به خواستگاری بیاید.

اشتباه شماره ۶:

تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند. برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به نوعی بدبینی و احتیاط فوق العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع آزارنده از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کاراگاه عمل کنیم .

اشتباه شماره ۷:

آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است. دختران زیادی هستندک به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، كه البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.

آزمونی معتبر برای تایید صلاحیت افراد در ازدواج!

آزمایش سازگاری شرکت «براس بنت» بر سوالات کلیدی بر وضع مالی، پیوندهای خانوادگی، فرزندان و آرزوهایی است که اغلب زوج‌ها می‌خواهند به آن برسند و سوالاتی که در صورتی که ازدواج آنها از هم گسیخته شود و به طلاق منجر شود، باید به آن پاسخ دهند، متمرکز است.

 روت باس یکی از کارشناسان این شرکت انجام این امتحان را به آزمون‌های شغلی هنگام استخدام تشبیه می‌کند. او می‌گوید: «هر کسی که به طور واقعی به یک رابطه متعهد باشد،‌ اشکالی در بیان کامل و علنی اطلاعاتی که در این سوال‌ها از او پرسیده می‌شود، نمی‌بیند؛ در غیر این صورت از خودتان باید بپرسید، چرا؟»

 در این آزمون از افراد در مورد وضع مالی، میزان شراکت زوجین در اندوخته‌ها،‌ نوع روابط با خانواده و بستگان نزدیک و دوستان، اینکه آیا بچه می‌خواهند یا نه، دیدگاه مذهبی‌شان، عادات‌شان در مورد خرج کردن پول و طرح‌های شغلی‌شان سوال می‌شود. این هم نسخه‌ای از این آزمون برای علاقه‌مندان.

مسایل مالی

آیا میزان اندوخته‌های طرف مقابل را می‌دانید؟ در مورد شریک شدن در این اندوخته‌ها چه نظری دارد؟ آیا نظرتان در مورد پس‌انداز کردن مشابه است؟

آیا یکی از شما می‌خواهد پولی را که یک طرف می‌خواهد صرف خریدن یک ماشین جدید کند، صرف پرداخت بیمه بازنشستگی کند؟

آیا می‌خواهید منابع مالی‌تان را یکی کنید یا می‌خواهید همه چیز جدا باشد؟ حساب مشترک باز می‌کنید یا حساب‌های جداگانه؟ آیا در این حساب مشترک به طور یکسان پول واریز می‌کنید یا به نسبت درآمدتان؟

 آیا بدهی‌‌های همسرتان را از پولی که در نظر دارید برای خرید خانه جمع کنید، خواهید پرداخت؟

ارتباطات خانوادگی

 چه نوع رابطه‌ای با اعضای خانواده و سایر بستگان همسرتان دارید؟

 آیا آنها با شما مراوده دارند؟

 آیا در همان محل سکونت شما زندگی می‌کنند؟

 آیا مهربان و یاری‌رسان هستند؟

 آیا بیش از اندازه در امور خانوادگی شما دخالت می‌کنند؟

 آیا مشکل عمده‌ای با آنها داشته‌اید؟

 فرزندان

 آیا می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ چند تا بچه می‌خواهید؟

 چطور می‌خواهید بچه‌‌های‌تان را بزرگ کنید؟

 چه نوع ارزش‌هایی را می‌خواهید به فرزندان‌تان منتقل کنید؟

آیا در مورد فرستادن بچه‌ها به مدرسه دولتی یا خصوصی اختلاف‌نظر دارید؟

مذهب

 دیدگاه‌های مذهبی شما چطور است؟

 آیا می‌خواهید فرزندان‌تان را مذهبی بار بیاورید؟

 چند وقت به چند وقت به مسجد (یا کلیسا یا کنیسه) می‌روید؟ هفته‌ای یکبار یا سالی یکبار؟ یا اصلا نمی‌روید؟

 اوقات فراغت

 آیا در اوقات فراغت تفریحات مشترکی دارید؟

آیا در مورد تفریحات علائق مشابهی دارید یا نه؟ به عنوان نمونه اگر شما دوست دارید ایام تعطیلات را کنار ساحل دراز بکشید، همسرتان می‌خواهد کوهنوردی کند؟

 سبک زندگی

 هدف شما چه نوع سبک زندگی است؟ کجا می‌خواهید زندگی کنید؟

 آیا علاقه دارید زمانی کوله‌بارتان را ببندید و خارج شهر زندگی کنید؟

 خرج کردن

 آیا عادت به خریدن کفش‌ها یا وسائل الکتر‌ونیکی گران‌قیمت دارید؟

 آیا خرید یک چیز به‌خصوص را برای زندگی‌تان ضروری می‌دانید،‌ در حالی که همسرتان آن را اسرافکاری می‌داند؟

 آیا اعتیادات پنهانی دیگری دارید که برای آنها پول خرج کنید؟

 کار

 آیا انتظار دارید به شیوه‌ای سنتی با همسرتان زندگی کنید: زن خانه دار و مرد نان‌آور؟

 چه کسی امور مالی را سامان خواهد داد؟

 آیا مسوولیت انجام کارهای خانه به یکسان تقسیم خواهد شد؟

 چه کسی مسوولیت پرداخت صورت‌‌حساب‌ها را خواهد داشت؟

روشهای همسریابی و همسرگزینی

به طول کلی راههای همسریابی و همسرگزینی عبارتند از:

۱. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدین:

متدوال ترین روش در فرهنگ ملی و دینی همین روش شناسایی به واسطه افراد خانواده و یا فامیل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دلیل شناختی که از فرد و روحیات و عقاید و خواسته های وی دارند و همین طور شناختی که از افراد مورد نظر دارند و یا می توانند با تحقیق های مهم همه جانیه شناخت کافی پیدا کنند بهتر می توانند به تطابق داشتن و میزان هم گرایی و اشتراکات آنها آگاهی پیدا کنند. این روش ساده ترین روش عملی و سهل الحصولترین طریق کسب اطلاعات اولیه و ارتباطات بعدی و مورد نیاز است و از نظر حاصل کار نیز ثمر بخش ترین شیوه به شمار می رود.

به عبارت دیگر این روش از این امتیازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات، اطمینان نسبی بیشتر به صداقت و دلسوزی واسطه(که خانواده و والدین هستند) و شناخت بیشتر به روحیات، سوابق و خواسته های طرفین. علاوه بر این خالی از هر گونه تعصب و سوگیری است و بدون هیچ گونه حب و بغض شخصی انجام می گیرد. همچنین تحت تأثیر احساسات و عواطف غریزی که در ارتباطهای مستقیم به وجود می آید، نیست.


۲. وساطت مراکز مشاوره

مراجعه به برخی مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد برای ازدواج تأسیس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را یافت. چنین مراکز مشاوره محدود هستند و کمتر با فرهنگ ملی و بومی ما تناسب دارد و افراد کمتری برای شناسایی فرد مورد نظرشان به این مراکز مراجعه می کنند. اگر این مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محیط های دانشگاه یا غیر آن می توانند موثر باشند و از طرف دیگر چون امکان همسریابی از راه اول یعنی وساطت خانواده به هر دلیلی امکان پذیر نیست این راه می تواند اطلاعاتی که موردنیاز را در اختیار بگذارند. تأکید می شود این مراکز مشاوره باید دارای کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.

۳. راه دیگری که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محیط های اجتماعی مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده می شود روش ارتباط مستقیم و بدون واسطه است. در این روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقیما اقدام به خواستگاری یا جلب خواستگار می کنند. به نظر ما این روش معقولی نیست و تناسبی با فرهنگ دینی و اخلاقی ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور می شود زیرا این روش به دلباختگی در یک نگاه منتهی می شود و تصمیم گیرنده بدون توجه به معیارها و ارزشهای تعیین شده در شرائط همسر ایده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهری همچون زیبایی، ثروت، تحصیلات، پست و مقام و … شیفته طرف مقابل شده و تصمیم گیری اش در یک فضای فکری و روانی احساسی و عاطفی انجام می گیرد. معمولا اینگونه روش موجب بی اعتمادی به جنس مخالف میشود

هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهری مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولی محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفی است و صحیح نیست بلکه باید ضمن توجه به آنها، به موازین اساسی و ارزشهای اخلاقی و زیربنایی و پایبندی به اصول اخلاقی دینی اصالت بخشید و آنها را محور تصمیم گیری قرار داد. و گر نه تصمیم گیری های بر اساس ارتباط های مستقیم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته های نفسانی و احساسات زودگذر انجام می گیرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراین توصیه اکید ما این است که برای شناسایی فرد مورد نظر و همسریابی هرگز از این روش استفاده نشود و به ایجاد ارتباط مستقیم چه حضوری و چه تلفنی و چه مکاتبه ای بدون اشراف و نظارت خانواده های دو طرف اقدام نشود.

۴- یکی از راه هایی که امروزه برای شناسایی و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته می شود, چت است, در این زمینه گفتنی است, اصل چت در صورتی که منتهی به مفسده ای نشود اشکال ندارد, ولی با توجه به حساسیت مسئله همسر گزینی و شرایط فراوانی که احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از این طریق مشکل به نظر می رسد, مگر اینکه در مراحل بعدی در مورد او تحقیقات رسمی صورت گیرد و فرد از این بابت مطمئن شود که همسر مورد نظر خود را یافته است.

۵- خواستگاری زن از مرد:

خواستگارى زن از مرد تا حد زیادى عرفی نیست ، ولی اشکالی هم ندارد که در برخی موارد که شرایط دختر به گونه ای است که به هر دلیل خواستگار ندارد، این امر از طرف دختر صورت بگیرد. منتهی برای آسیب زدایی لازم است با درایت و کیاست عمل شود و از راهکاری که ارایه می شود استفاده گردد. در صورتی که به فردی علاقه دارید و یا او را برای همسری خویش مناسب می دانید، با مشورت دیگران، فردى را واسطه کنید تا مطلب را به طور محرمانه پیگیرى نماید. لازم است شخص واسطه انسانى متعهد و رازدار باشد تا به خوبى بتواند به وظیفه‏اش عمل کند و به طور غیرمستقیم مرد مورد نظر را به خواستگارى از دختر تشویق و معرفى کند. تنها در صورتی که زمینه مناسبی مشاهده کند و یا ضرورت اقتضا کند می تواند علاقه شما را به اطلاع ایشان برساند و به نحوی عمل کند که مشکلى ایجاد نشود. لازم به ذکر است قبل از هر اقدام خانواده‏ها به خصوص خانواده‏ى دختر خانم از این موضوع اطلاع کافى داشته باشند و موافقت ضمنى آن‏ها جهت معرفى دخترها و پسرها به همدیگر جلب شده باشد که در آن صورت سرزنش خانواده‏ها را به دنبال نخواهد داشت. «خوشبختى و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواستاریم»


کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
۱- جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسایان
۲- انتخاب همسر، آیت الله ابراهیم امینی، سازمان تبلیغات اسلامی
۳- تشکیل خانواده از سری آموز خانواده، جمعی از مؤلفان، انجمن اولیاء مربیان

ازدواج، عاشقانه یا عاقلانه؟

انسان موجودى اجتماعى است و براى آنكه بتواند نیازهاى خود را در قبال تداوم حیات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با سایر همنوعان خود نیازمند است. از جمله نیازمندى‏ها، نیازهاى روحى و جسمانى است كه با ازدواج و تشكیل خانواده برآورده مى‏شود. ازدواج عبارت است از «پیوند بستن دینى و رسمى یك زن و مرد براى شروع زندگى مشترك.» (انورى، ۱۳۸۱: ۳۴۵) و یا «رابطه حقوقى است كه براى همیشه یا مدت معین به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مى‏دهد كه از یكدیگر تمتع جنسى ببرند.» (معین، ۱۳۷۷:۲۱۶)
«ازدواج از نظر اسلام، پیمانى مقدس است؛ پیمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات و سنن و قوانین خاصى است. در سایه آن براى طرفین تعهدات و حقوقى پدید مى‏آید كه تخلف آن موجب عقوبت و كیفر است.» (قائمى، ۱۳۷۵: ۱۸)

ازدواج و همسریابیازدواج عاقلانه‏
حساسیت و اهمیت ازدواج تا اندازه‏اى است كه بسیارى از پژوهشگران پیش از آنكه به عوامل شایع در روابط ارتباطى و محیطى خانواده گسیخته توجه كنند به زیرساخت و زیربناى خانواده نظر مى‏كنند. روشن است هر چه اساس و پایه زندگى بر حسب كنش منطقى و تفكرى صحیح صورت گیرد در آینده، كمتر با انباشت ناسازگارى‏ها و اختلاف همسران روبه‏رو خواهد بود.
طبق دیدگاه پارتو (جامعه ‏شناس ایتالیایى)، كنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عینى، ابزار و وسایل متناسب با اهداف و در انتها تأیید آگاهان.
سؤال‏ها مى‏تواند به این شكل مطرح شود: آیا مى‏توان ازدواج را یك هدف عینى تلقى كرد؟ براى موفقیت در ازدواج نیاز است چه ابزار و وسایلى داشته باشیم؟ نقش والدین و دیگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟
در پاسخ به سؤال اوّل باید بپذیریم كه ازدواج یك هدف عینى در جهت ارضاى نیازهاى درونى و تكامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در یك بیان كلى و همه‏پسند كه مكتب اسلام بیان كرده، به اختصار عبارت است از:
۱- پاسخ به نداى غریزه و فطرت‏ ۲- ایجاد كانون آرامش براى همسران‏ ۳- داشتن فرزند و تربیت كودكان و فرزندان سالم‏
۴- حفظ عفت و پاكدامنى‏ ۵- دوستى، محبت و عشق‏ ۶- اجراى سنت رسول‏اللَّه(ص) ۷- تأمین سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى‏ ۸- كمك به تكامل و رشد یكدیگر.
با چنین كاركردهایى ازدواج یك هدف عینى است؛ منتها براى تكمیل شدن ابعاد كنش منطقى نیاز است به دو شرط دیگر نظرى بیندازیم.
ابزارها و وسایل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشكیل مى‏دهند ولى شیوه چیدمان آنها در كنار یكدیگر و اینكه چه كسى، در چه صورت و با چه ویژگى‏هایى با شخصى ازدواج كند كه نهایت كامیابى و لذت را در زندگى‏اش تجربه كند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتیكى سبب شده انسان‏ها هر كدام نسبت به دیگران منحصر به فرد و یگانه باشند. اندیشه دو نفر كاملاً شبیه به هم نیست؛ این مورد حتى در باره دوقلوهایى كه از بسیارى جهات همانند هستند، قابل بیان است. این موضوع زمانى حساس‏تر مى‏شود كه دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سال‏هاى زیادى در زیر یك سقف زندگى كنند. «باید چنان رفتار كنند كه گویى مى‏خواهند دوست و رفیقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزینند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتى ‏آذر، ۱۳۷۴: ۲۷۴).

منابع اسلامى ملاك‏هاى ازدواج را غالباً به این شكل مطرح مى‏كند:
۱- توجه به بُعد مذهب و دیندارى‏ ۲- داشتن اخلاق نیكو و حُسن خلق‏ ۳- سلامت جسمانى‏ ۴- توجه به خانواده‏ ۵- توجه به اصل كفویت (همشأن بودن).
انتخاب همسر متناسب و شایسته بیش از هر مسئله دیگرى در زندگى، نیازمند تأمل و دقت است. اهمیت این مسئله به خاطر این است كه چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسیب‏هاى اجتماعى میسر نیست. امرى كه با گزینش صحیح سبب خوشبختى و سرور مى‏شود اما در مقابل، گزینش ناصحیح، كوهى از مشكلات را به دنبال دارد.
شرط سوم در كنش عقلایى تأیید آگاهان است. در این قسمت مى‏توان به حضور والدین و سایرین اشاره كرد. به نوعى مى‏توان والدین و بزرگ‏ترها را «مظهر گرایش اولى» نامید (ساروخانى، ۱۳۷۵: ۱۰۴).

ازدواج احساسى‏
در چنین ازدواج‏هایى همسران كفو هم نیستند. ملاك‏ها و همسانى‏ها رعایت نشده و موازین، آن گونه كه باید در نظر گرفته شود ، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است.
اهداف هم مى‏تواند ناصحیح و نامناسب باشد ، از جمله ازدواج تنها به خاطر كامجویى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر كسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسیدن به پست و مقام و … .
عوامل زیادى در چگونگى شكل‏گیرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحمیلى، ازدواج ترحمى و موردى كه در جامعه زیاد دیده مى‏شود. «شاید كمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت كه در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معیارهاى مصلحت سازش یابد. در آنان كه فقط به توسن علایق فردى و احساسات مجال مى‏دهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید.» (ساروخانى، ۱۳۷۵: ۱۰۴)
عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مى‏كنند.

عشق چیست؟
عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مى‏كنند. این روزها بسیارى از ما در باره این نظر كه عشق همیشگى است تردید داریم اما معمولاً فكر مى‏كنیم كه عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مى‏گردد. براى زوجى كه عاشق مى‏شوند كاملاً طبیعى به نظر مى‏رسد كه بخواهند زندگى مشتركى را آغاز كنند و رابطه‏شان با یكدیگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد.
عشق در بهترین حالت یك ضعف اجتناب‏ناپذیر و در بدترین حالت نوعى بیمارى روانى تلقى مى‏گردد. (گیدنز، ۱۹۸۹: ۱۰)

عشق: بد یا خوب‏
منطقى بودن رفتار ممكن است این تصور را در ذهن ایجاد كند كه عشق در روابط همسران غیرضرورى و غیرقابل پذیرش است. اما هرگز چنین نیست بلكه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. عشق عنصر ناگریز خوشبختى است و هدیه‏اى است كه از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مى‏آید ؛ پیوند دهنده قلب‏ها و روشنى بخش چشم‏هایى است كه به امید داشتن هدف‏هایى والا مبادرت به آن كرده‏اند. هدف ما از بحث، عشق‏زدایى كردن و پاك‏سازى آن در ازدواج نیست زیرا همان گونه كه ازدواج كوركورانه در اثر عشقى آتشین، ویران كننده و نامطمئن است، حسابگرى كامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت.
نقص ازدواج عاشقانه، كاستى در شناخت و آگاهى شخصى است كه نیاز هست بیشتر به عیب‏هاى او نظر انداخت.
«مهم‏ترین دلیل جدایى به فرایند معیوب انتخاب همسر برمى‏گردد و اینكه ازدواج صرفاً بر اساس روابط احساسى و زودگذر شكل مى‏گیرد. تحقیقات نشان داده است ۳۰ درصد طلاق‏ها در سه سال اوّل ازدواج رخ مى‏دهد چرا كه در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروكش كرده و چهره واقعى افراد مشخص مى‏شود و مشكلات زندگى خود را نمایان مى‏سازد.»(تواناعلمى،۱۳۸۳)

آسیب‏شناسى ازدواج عاشقانه‏
فروپاشى و از بین رفتن بیشتر خانواده‏هایى كه روزى عاشق یكدیگر بوده‏اند اولین آسیبى است كه ازدواج‏هاى نامقعول و غیرمنطقى مى‏بیند. البته گاهى هم اتفاق مى‏افتد كه منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناك‏تر از پیش مى‏باشد. افسردگى روحى، خودكشى و نومیدى از زندگى مى‏تواند بعدها در روابط فردى به وجود آید. دسته دیگر علاوه بر چشیدن ناكامى، متوسل به خشونت مى‏شوند و مى‏خواهند از این طریق آنچه را كه نتوانستند به دست بیاورند جبران كنند. تیتر روزنامه در صفحه‏هاى حوادث، هر روز از چنین اتفاقاتى خالى نیست و ما شاهد هستیم قتل‏ها و جنایت‏هاى وحشتناكى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مى‏گیرد كه نشان از جنون و بیمارى روانى آنهایى دارد كه به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفته‏اند.
منصفانه نیست مانند دكتر استل‏پنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض كنیم و یا مانند «گیدنز» یك بیمارى روانى قلمداد نماییم ولى هر چه كه هست اگر ادعا كنیم ازدواج هر چه سنجیده‏تر و مناسب‏تر و بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد استحكام و پایدارى خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشویى نامناسب‏تر و بر اساس رفتارى غیرعقلایى تأثیر گرفته باشد گسیختگى خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد.