بایگانی ماهیانه: اسفند ۱۳۹۳

چطور بفهمید خواستگارتان عصبی است؟

وقتی می‌خواهید ازدواج كنید احتمالا همیشه این سۆال در ذهن‌تان هست كه شخص مقابل چه خصوصیات اخلاقی‌ای دارد؟ مثلا از شخصیت آرامی برخوردار است یا نه، آیا زود عصبانی می‌شود یا نه؟ گاهی در طول شناخت پیش از ازدواج متوجه بعضی خصوصیات اخلاقی عجیب و غریب در فرد مقابل می‌شویم از جمله خشم و عصبانیت بی‌مورد. آیا می‌شود با اینگونه افراد زندگی مشترك خوبی داشت؟

ما سایت طوبی را برای همسریابی و همسرگزینی به شما پیشنهاد می کنیم.

خشم یعنی چه؟

خشم، احساس ناخرسندی و ناخوشایند و خصومت ما در مقابل خودمان یا دیگران یا موقعیتی كه پیش آمده است كه یكسری واكنش‌های بیرونی هم دارد؛ مثل چهره برافروخته، حالت از كوره در رفتن و رفتارهای تكانشی كه انرژی‌های خشم را به این طریق نشان می‌دهیم. همه ما ممكن است دچار ناراحتی‌ها، اختلاف‌ها و غم‌هایی در طول روز شویم ولی خشم ظاهر آدم‌ها را بیشتر به‌هم می‌ریزد و انرژی منفی آن بسیار شدیدتر است. اگر ناراحتی‌های ما روی هم جمع شوند، خشم شكل می‌گیرد (یعنی ناراحتی‌هایی كه تلنبار شده، بیان نشده، به آنها نپرداخته‌ایم و در‌ك‌شان نكرده‌ایم.) معمولا افرادی كه نمی‌‌‌دانند چگونه مسائل و ناراحتی‌هایشان را با خودشان یا دیگران حل كنند دچار خشم می‌شوند.

چند جور خشمگین می‌‌شویم؟

خشم به خودمان: نشان‌دهنده این است كه من با خودم مسائلی دارم كه حل نشده‌اند و حس‌های نامطلوبی نسبت به خودم دارم.
خشم به دیگران: این یعنی تحمل پذیرش رفتارهای دیگران را نداریم. شاید حتی مهارت‌های گفت‌وگو و رفتارهای سازنده با دیگران را هم نداشته باشیم.
خشم به شرایط: معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند كمك كنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

اما از كجا بفهمید كه مثلا خواستگارتان آدم خشنی هست یا نه. یكی از توصیه‌های اصلی و اكید ما قبل از ازدواج این است كه حتما زمانی را برای شناخت هم قائل شوید و این زمان لزوما چند روز، یك هفته یا یك ماه نیست. معمولا دوره شناخت را بین ۶ ماه تا یك سال پیشنهاد می‌كنیم زیرا رفتارهای مختلف و خاص افراد در طول زمان، بالاخره خودش را نشان می‌‌دهد. باید زمان قابل‌ملاحظه‌ای را با فرد بگذرانید، البته نه فقط با پیامك و تلفن بلکه بهتر است خانواده‌ها و دوستان دو طرف هم در موقعیت‌های مختلف با هم آشنا شوند.
معمولا خشم یكسری آثار دارد؛ مثل اینكه فرد وقتی چیزی مطابق سلایق و عقایدش نباشد خیلی به هم می‌ریزد و برافروخته می‌شود، با فشار و حرص صحبت می‌كند و شما متوجه می‌شوید كه انرژی منفی او در یك لحظه بالا می‌رود.
معمولا افرادی كه دچار پرخاشگری هستند از تن صدای بالایی برخوردارند و از كلمات پرخاشگرانه و توهین‌آمیز استفاده می‌كنند. به هر حال این افراد در طول زمان خودشان را نشان می‌دهند. افراد خشمگین ممكن است تا مدت طولانی بتوانند چهره خوبی از خود نشان دهند اما كم‌كم چهره واقعی‌شان آشکار می‌شود.

آیا می‌شود با فرد پرخاشگر زندگی خوبی داشت؟

اما اگر ازدواج كردید و دیدید همسرتان پرخاشگر است باید بدانید تغییر دادن طرف مقابل كار بسیار دشواری است مگر اینكه خودش بخواهد. اصولا آدم‌‌ها تغییر نمی‌كنند مگر اینكه خودشان بخواهند. اگر فرد پرخاشگر نخواهد تغییر كند كار خیلی دشوار خواهد بود. درحقیقت كسی كه بخواهد با این فرد زندگی كند ابتدا باید تصمیم بگیرد كه آیا می‌تواند با فردی كه پرخاشگر است زندگی كند یا خیر؟
یعنی آیا رفتارهای پرخاشگرانه او آنقدر آسیب‌زننده است كه تصمیم به جدایی بگیرد یا نه؟ اگر می‌خواهد زندگی كند كه باید او را همان‌طور كه هست، بپذیرد. درحقیقت اینجا جز پذیرش طرف مقابل هیچ چاره‌ای ندارد و باید روی آرام‌سازی خودش كار كند.
اما فرض بر اینكه آن فرد پرخاشگر می‌خواهد تغییر كند، ضمن اینكه باید یكسری مهارت‌های مدیریت خشم را بیاموزد، خانواده هم می‌تواند خیلی كمك‌كننده باشد. اما چگونه این کار را بکنیم:

۱- به مروز زمان افراد متوجه می‌شوند كه اشخاص پرخاشگر چه خط قرمزهایی دارند که می‌توانند مراقب آنها باشند.
۲- معمولا افرادی كه پرخاشگرند، افراد حساسی هستند و چون دارند در دنیای درون‌شان با خودشان خشم را تجربه می‌كنند دیگر تحمل‌شان تمام می‌شود و آن را به بیرون می‌‌ریزند؛ یعنی ما هر چیزی را كه در درون داریم به بیرون نشان می‌دهیم. من اگر در درونم با خودم سرزنش‌‌گرانه و توهین‌آمیز برخورد كنم طبیعتا با دیگران نیز همین‌طور خواهم بود. معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند كمك كنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

با فرد پرخاشگر ازدواج نكنید، مگر…

در مورد ازدواج همیشه باید شناخت و آگاهی ما نسبت به فرد مقابل در رابطه‌اش با ما یك قدم جلوتر باشد. در روانشناسی نیز یك اصل است كه احساس‌محوری یكی از خطاهای ذهنی است. افراد احساس‌محور معمولا تصمیماتی می‌گیرند كه بعدها دچار ناكامی و پشیمانی شده و متوجه می‌شوند كه تصمیمات‌شان اشتباه بوده و چه بسا همین عامل می‌تواند باعث افسردگی شود. وقتی در سنجش شخصیت طرف مقابل كه یكی از ملاك‌های اصلی است پرخاشگری را مشاهده كنیم و در مقابل او یك فرد آرام قرار بگیرد اتفاقی كه بین این دو می‌افتد، این است كه فرد پرخاشگر معمولا حاكم بر فرد آرام خواهد شد. با این شرایط پیشنهاد ما این است كه ازدواج صورت نگیرد مگر اینكه فرد پرخاشگر روی خشم خود كار كند.

لیستی از سوالات روز خواستگاری

در این مقاله عناوینی از مهم ترین سوالات خواستگاری را برایتان بیان می کنیم که بخشی از آن گفته ی خودتان است . البته نوشتن لیستی که شامل تمام سوالات لازم برای شناسایی شریک آینده تان باشد غیر ممکن است زیرا تفاوت های فردی ،شغلی،فرهنگی،اعتقادی و غیره در انسان ها باعث می شود یک نسخه ی واحد کارساز نباشد .می توان اصولی را بیان کرد که در فرهنگ ما برای داشتن زندگی موفق زناشویی لازم است اما شاید کافی نباشد. به همین دلیل بعد از خواندن سوالات پیشنهادی تبیان ، خود شما نیز باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

ابتدا زمانی که تصمیم می گیرید که خواستگاری را به خانه بپذیرید یا همراه خانواده به خواستگاری بروید ،بهتر است کمی با خود خلوت کنید . واقع بینانه به خود و شرایط موجودتان نگاه کنید. خود را از نظر زیبایی،تحصیلات،شرایط مالی ، فرهنگ خانواده بسنجید. این کار برای سنجیدن توقعات خوداز زندگی و همسر آینده ،کمک خواهد بود.

بهتر است علاوه بر شناخت بیشتر از شرایط فعلی تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگی زناشویی را مشخص کنید. در خلوت خود شعار ندهید. اینکه معیار های صحیح چیست با این که معیار های شما چیست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معیار هایی صحیح انتخاب کنید اما در زندگی آینده چون این معیار ها برایتان درونی نشده و فقط جنبه ی شعار داشته ، دچار مشکل شوید. پس نگاهی واقع بینانه به شرایط موجود و خواسته های آینده بسیار مهم است . وقتی به یک ارزیابی صحیح رسیدید ،دست به کار شوید.لیستی برای خود تعیین کنید و البته باید یاد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب های مشخص وجود ندارد و جوابی متفاوت از آنچه شما فکر می کردید به یک سوال نباید باعث شود نظر شما منفی گردد.خیلی از پاسخ ها خود باعث سوال دیگری می شوند و مهم این است که شما در آن زمان بتوانید به خوبی و البته صادقانه گفتگو کنید.

سوالات کلی برای شروع خوب است اما خیلی تعیین کننده نیست زیرا سوال کلی جواب کلی هم دارد و به شناخت بیشتر کمک نمی کند.
بعضی از سوالاتی که در زیر آمده در صورت آشنایی قبلی با فرد برای مثال فامیل بودن نیازی به پرسیده شدن ندارد و برخی برای شما حائز اهمیت نیست .پس سوالات زیر را به عنوان چند پیشنهاد مطالعه بفرمائید.

– بیوگرافی خوتان را بگوئید:(سن ، تحصیلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعیت پدر و مادر، خواهر و برادر ها، این که چندمین فرزند خانواده است . )

– علت اینکه تصمیم به ازدواج گرفتید چیست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگی یا نیاز شخصی)

– در زندگی چه هدفی را دنبال می کنید؟ چند تا از سر فصل های مهم در آینده تان چیست؟(برای مثال گرفتن بورسیه،موفقیت در زمینه ی ورزش و..)

– چه ملاک هایی برای خوشبختی دارید؟

– مسائل اقتصادی همسر و خانواده ی او چقدر برایتان مهم است؟

-بعد از ازدواج چقدر مایل به ارتباط با خانواده ی همسرتان هستید؟

-دوست دارید همسرتان با خانواده ی شما تا چه حد صمیمی باشد؟

-در تصمیم گیری ها اهل مشورت هستید؟

-آیا خانواده و دوستانتان در تصمیماتتان دخیل هستد؟ در آینده همسرتان چطور؟

-اگر اختلاف نظری بین همسر و خانواده تان ایجاد شد ،چگونه آنرا رفع می کنید؟

-خانواده ی خود را سنتی می دانید یا مدرن؟ می خواهید چطور خانواده ای تشکیل دهید؟

-نظرتان راجع به مرد سالاری و زن سالاری چیست؟

-تکلیف مدیریت خانه چه می شود؟

-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتیجه نرسیدیم ، چه کسی نظر آخر را بدهد؟

-چه عقیده ای در باره ی مدیریت اقتصادی خانه دارید؟

-تعریف تان از صرفه جویی چیست؟

-چقدر اهل پس انداز هستید؟

-چقدر دوست دارید صاحب فرزند شوید؟

-در تربیت فرزندان ، چقدر اختیارات را به همسرتان واگذار می کنید؟

-تا چه حد به اعتقادات مذهبی پایبند هستید؟

-از نظر دیگران فرد مذهبی هستید؟

-تعریفتان از حجاب چیست؟( چادر ،مانتوی پوشیده ،چادر ملی ،بلوز و شلوار و روسری و ..)

-در رفتار با نامحرم چه روشی دارید؟

-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار می کنید؟

-از همسرتان تو قع دارید چگونه رفتار کند؟

-با کار کردن خانم ها موافقید؟ چه نوع کاری؟ (مخصوص خانم ها)

– دوست دارید در آینده شاغل باشید؟ (مخصوص آقایان)

-آیا همسرتان باید برای هر کاری از شما اجازه بگیرد؟

-اهل مطالعه هستید یا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتی؟

-آیا فیلم دیدن را دوست دارید؟ زیباترین فیلم هایی که تا کنون دیده اید ،کدامند؟

-رابطه تان با دنیای مجازی و اینترنت چگونه است؟

-اگر اهل استفاده از اینترنت هستید، بیشتر به سراغ چه موضوعات و سایت هایی می روید؟

-با چت کردن چه میانه ای دارید؟

-تا به حال به چه کارهایی اشتغال داشتید؟

-از کاری که می کنید ،راضی هستید؟

-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟

حتما راجع به خط مشی سیاسی و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنید و از او سوالات کاملی بپرسید چون ممکن است در آینده به مناسبت های مختلف ، اختلاف عقیده ی سیاسی دیگر شرایط زندگی تان را تحت تاثیر قرار دهد.
-با جشن عروسی موافقید؟ تا چه حد موافق خرج کردن برای مراسم هستید؟

-آیا در باره ی مهریه نظر خاصی دارید؟

-رسم و رسوم خاصی هست که خانواده تان برایشان خیلی مهم باشد؟

-چه نوع تفریحاتی را دوست دارید؟

– بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد می کنید؟

– دوست دارید همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد یا نه ؟

این ها بخشی از اطلاعاتی است که ما از همسر آینده مان نیاز داریم اما همه ی آن نیست. تحقیق ،مشاوره می تواند بسیار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعی کنید بهترین انتخاب را داشته باشید زیرا هرچند دین ما در صورت اختلاف امکان جدایی را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدری زیاد است که بهرین راه پیشگیری از طلاق با انتخاب صحیح است.

اگر هنوز همسر دلخواه خود را پیدا نکرده اید، میتوانید به سایت همسریابی طوبی مراجعه کنید و همسر دلخواه خود را پیدا کنید.

با کی ازدواج کنید که خوشبخت شوید؟

اما در ازدواج بیش از همیشه شناخت از شخصیت به کار می آید. این که من چه شخصیتی دارم و با شخصیتی می توانم زندگی مشترک داشته باشم.

«شخصیت» یعنی چه؟

شخصیت مجموعه خصوصیات اخلاقی فردی است که با شناخت آنها فرد قابل‌پیش‌بینی می‌شود؛ از خصوصیات فردی گرفته تا خصوصیات اجتماعی و نحوه تعامل فرد با خود و دنیای اطراف برای دستیابی به اهدافش. مثلا وقتی ناکامی پیش می‌آید، بعضی‌ها سعی می‌کنند نقاط ضعفشان را جبران و از آن به‌عنوان پله استفاده کنند اما در مقابل بعضی‌های دیگر سرخورده و بدبین می‌شوند و حتی ممکن است روابطشان را با اطرافیان قطع کنند و… همه این انتخاب‌ها به شخصیت افراد بستگی دارد.

مسلما افراد با شخصیت‌های متفاوت بر اطرافیان خود هم تاثیر می‌گذارند و این موضوع در امر ازدواج بسیار پررنگ است چراکه ۲ نفر وقتی برای زندگی با یکدیگر اقدام می‌کنند، ارتباط عمیق‌تری با هم خواهند داشت بنابراین باید سلیقه‌ها و خواسته‌هایشان به هم نزدیک باشد. پس موقع انتخاب همسر، بیشتر از آنکه به تفاوت‌ها توجه کنید، باید به تشابه‌هایتان اهمیت بدهید تا راحت‌تر با همسر آینده‌تان کنار بیایید و از زندگی‌تان لذت بیشتری ببرید.

 

پیش از ازدواج باید..

غیر از سطح اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… دو خانواده که باید به هم نزدیک باشد، یکی از اولین موضوع‌هایی که باید به آن دقت کنید، نوع روابط اجتماعی همسر احتمالی‌تان است. مثلا اگر فردی روابط اجتماعی محدودی دارد، علاقه‌ای به مهمانی رفتن ندارد، از زندگی فردی لذت بیشتری می‌برد و… ممکن است با ازدواج مشکل پیدا کند چراکه در مرحله اول، ازدواج یک زندگی اجتماعی است و در مرحله بعد وقتی با فردی ازدواج کند که اهل روابط اجتماعی وسیع باشد، قطعا هم خود و هم همسرش اذیت می‌شود. یکی دیگر از مسائلی که باید برای فرد قبل از ازدواج مشخص باشد، هدفش است. مثلا اگر فردی کمال‌گرا باشد تا به ایده‌آل‌هایش نرسد، از زندگی راضی نخواهد بود و وقت بیشتری را به شغلش اختصاص می‌دهد اما فردی که سقف آرزوهایش کوتاه‌تر است، خواسته‌های کمتری دارد و آن همه تلاش و کار برایش آزاردهنده است! بنابراین به این نکته هم توجه داشته باشید و ببینید در این زمینه چقدر به همسرتان نزدیک هستید.

 

خصوصیاتی که به اختلال تبدیل می‌شوند

وقتی صحبت از اختلال می‌شود، منظور این است که صفات و خصوصیاتی که گفته شد، شکل برجسته‌تر و پررنگ‌تری به خود می‌گیرند و به یک اختلال شخصیتی تبدیل می‌شوند. در ادامه به شناخت انواع اختلال‌ها می‌پردازیم اما پیش از آن یادتان باشد اگر خودتان یا فردی که قصد دارید زندگی‌تان را با او قسمت کنید، دچار هر کدام از این اختلال‌ها هستید، حتما پیش از ازدواج نسبت به درمانش اقدام کنید. اولین اختلالی که باید به آن پرداخت، اختلال شخصیت وابسته است. دقت کنید فرد انتخابی‌تان در روابط، تصمیم‌گیری‌ها و مسئولیت‌هایش بتواند بدون حمایت و وابستگی به دیگران زندگی کند. آنها گاهی سلطه دیگران را هم می‌پذیرند تا حمایتشان را از دست ندهند و در مقابل رفتارهای آزاردهنده دیگران سکوت می‌کنند تا مقبول بمانند.

اختلال شخصیت اجتنابی، نوع دیگری از اختلال است که فرد با وجودی که از لحاظ اجتماعی از ارتباط برقرار کردن با دیگران لذت می‌برد، از برقراری ارتباط با دیگران هراس دارد. ترس از مسخره شدن، خرابکاری در جمع و… و در نهایت طرد شدن مانع از برقراری ارتباط این افراد با دیگران می‌شود. اگر این اختلال شدت داشته باشد و حالت بیمارگونه پیدا کند، قطعا برای فرد و همسرش مشکل‌ساز خواهد شد. بعضی افراد هم به اختلال شخصیت وسواسی اجباری مبتلا هستند. این افراد معمولا بسیار کمال‌طلب هستند و انتقادپذیری‌شان در این زمینه بسیار کم است. آنها دوست دارند دیگران را کنترل کنند و کمال‌گرایی در همه جنبه‌های زندگی‌شان دیده می‌شود. این افراد معمولا روابط اجتماعی و تفریحشان را هم فدای کمال‌گرایی‌شان می‌کنند و بیش از حد برای شغلشان وقت می‌گذارند. بیش از حد منظم، جزئی‌نگر و بسیار انعطاف‌ناپذیرند و حتی ممکن است افراد خسیس و لجبازی هم باشند.

آن گروه از افرادی که در زندگی ثبات‌قدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچ‌وقت پایدار نیستند و با کوچک‌ترین اتفاقی تغییر نظر می‌دهند

از خودشیفته تا ضد‌اجتماعی

گروه دیگری از اختلال‌های شخصیتی به ۴ اختلال خودشیفته، نمایشی، مرزی و ضداجتماعی تقسیم می‌شوند. خودشیفته‌ها افرادی خودخواه و خودپسندند و احساس می‌کنند دنیا حول محور آنها می‌چرخد. همیشه از بالا به بقیه نگاه می‌کنند و به همین دلیل احساس همدلی کمتری با دیگران دارند. زندگی با این افراد سخت است چراکه سعی می‌کنند دیگران را تحقیر کنند و خود را بالا ببرند. پس موقع انتخاب خوب چشم‌هایتان را باز کنید! مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی هم معمولا با ادا و اطوارهای خاص صحبت می‌کنند، لباس و مدل مو و… آنها با دیگران بسیار متفاوت است و تمایل زیادی به جلب توجه دیگران دارند رفتارهای این افراد هیجانی است و معمولا ارتباطشان با دیگران بسیار سطحی است؛ پس ازدواج با این افراد ریسک بزرگی محسوب می‌شود.

اما آن گروه از افرادی که در زندگی ثبات‌قدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچ‌وقت پایدار نیستند و با کوچک‌ترین اتفاقی تغییر نظر می‌دهند چون احساسشان در مورد خودشان هم بسیار ناپایدار است. احساس پوچی و اقدام به خودکشی، ضعف در کنترل خشم و بی‌ثباتی در الگوهای رفتاری از دیگر نشانه‌های این اختلال است و افرادی که مدام شغل عوض می‌کنند، در همین گروه قرار دارند. اختلال ضداجتماعی گونه‌ای دیگر از اختلال شخصیت است که حادترین حالتش را می‌توان در جنایتکاران و افراد مجرم دید! این افراد نمی‌توانند خود را با قانون تطابق دهند، بدون عذاب وجدان دروغ می‌گویند، به حریم دیگران احترام نمی‌گذارند و به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند و همسرشان هم از این قاعده مستثنی نیست! زندگی با این افراد نه‌تنها سخت بلکه خطرناک است.

 

کسانی که به ندرت از دواج می‌کنند

اختلال شخصیت پارانوئید که به‌عنوان بدبین و شکاک یا بددل معروف است، باعث می‌شود فرد خیلی سخت به دیگران اعتماد کند. این افراد اصولا به همه، حتی همسرشان سوءظن دارند و با کوچک‌ترین اشتباهی اعتمادشان را از دست می‌دهند. مدام فکر می‌کنند دیگران می‌خواهند از آنها سوءاستفاده کنند بنابراین همیشه در حال انجام کارهایی هستند که دیگران نتوانند از آنها سوءاستفاده کنند. بسیار کینه‌ای هستند و به محض اینکه اشتباهی از اطرافیانشان ببینند، سریع ارتباطشان را قطع می‌کنند و روابط اجتماعی‌‌شان را بر هم می‌زنند. این افراد معمولا اهل روابط اجتماعی نیستند و زندگی با آنها طاقت‌فرساست. در میان اختلال‌های شخصیت، مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال یا گسیخته‌گون و اختلال اسکیزوئید کمتر سراغ ازدواج و عشق و عاشقی می‌روند چون اساسا افراد اجتماعی‌ای نیستند اما ممکن است بنا به دلایلی عاشق شوند و سراغ زندگی مشترک هم بروند اما با رفتارهایی که دارند، اغلب همان زندگی انفرادی را ادامه می‌دهند.
مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال عجیب و غیرعادی با اعتقاداتی ماورائی هستند و به سحر و جادو و خرافه اعتقاد زیادی دارند؛ افرادی که برای هر کاری سرکتاب باز می‌کنند و دعا می‌گیرند و… برای دفع شر و خیر و… دنبال سحر و جادو هستند، در این گروه‌اند. درک این افراد از واقعیت می‌تواند با اشتباه‌های بزرگی همراه باشد و به خاطر اعتقادات عجیب و خرافی‌شان ممکن است دچار بدگمانی و سوءظن‌های پارانوئیدی شوند.
اما اختلال شخصیت اسکیزوئید به مراتب پیچیده‌تر از تمام اختلال‌هاست. افراد اسکیزوئید زندگی کاملا فردی دارند و معمولا نمی‌توانند کسی را به دنیای خود راه دهند. این افراد در روابط با دیگران شرکت نمی‌کنند، بسیار منزوی و گوشه‌گیر هستند و از ارتباط اجتماعی و رابطه با دیگران اصلا لذت نمی‌برند بنابراین معمولا از لحاظ جنسی هم افراد سردی هستند. پس تمایل کمتری به ازدواج دارند اما ممکن است به دلایل خاص عاشق فردی شوند و برای به دست آوردن عشقشان هر کاری بکنند اما بعد از ازدواج دوباره به دنیای خود بر می‌گردند و علاقه سطحی و ناگهانی پیش‌آمده را پس می‌زنند و به زندگی سرد، تغییرناپذیر و انفرادی خود باز می‌گردند.

پس از همسریابی چگونه خواستگاری برویم؟

پس از همسریابی، خواستگاری شروع رسمی فرایند ازدواج شماست. برای آن که شروعی مطمئن و طلایی داشته باشید، باید نکاتی را رعایت کنید که تجربه و دانش مشاوران به شما توصیه می کند.

در مرحله خواستگاری سه سوال مهم مطرح است

۱. در چه شرایطی به خواستگاری برویم؟

در شرایطی باید به خواستگاری برویم که هم خودمان و خانواده و هم طرف مقابل و خانواده اش از نظر روحی، روانی، زمانی، مادی، جسمی و… آمادگی داشته باشند، که برای روشن شدن این مطلب چند مثال می آوریم. مثال: دختر خانمی فردای خواستگاری امتحان دارد و از نظر روحی آرامش ندارد و در مجلس به راحتی نمی تواند با شما صحبت کند یا چند روز قبل یکی از بستگان آنها فوت کرده، اكنون وقت مناسبی برای خواستگاری نیست یا به طور غیر مستقیم متوجه شده اید خانواده دختر در شرایط فعلی از لحاظ مادی، آمادگی خواستگاری را ندارند و نمونه های دیگر که با کمی فکر کردن می توانید دریابید.

۲. با چه کسانی و چگونه به خواستگاری برویم؟

همراه بودن تنی چند از افراد ذیل ضروری است: والدین، خواهر، برادر بزرگتر، عمو، عمه، خاله و ریش سفید معتمد. البته به این نکته توجه کنید، هر چه جمعیت همراه بیشتر باشد دردسر آن بیشتر است، پس به حداقل اکتفا شود. در ضمن تنها رفتن پسر برای خواستگاری صحیح نیست و معمولاً مشکلاتی در پی دارد.  

این که رعایت پاکیزگی کامل و ظاهری کاملاً آراسته و استعمال بوی خوش نیز لازم است و البته و صددرصد همراه داشتن دسته گل و خرید یک هدیه، زیرا بردن هدیه در روح زن تأثیر نیکو می گذارد و این عمل را دلیل صدق و علاقه مرد می شمارد و به این وسیله احساس شخصیت می کند و به تبع محبت و علاقه اش زیاد می گردد.»

۳. چه سوالاتی در جلسه خواستگاری یا جلسات بعدی مطرح کنیم؟

در این مرحله از چیزهایی سوال می شود که قبلاً جوابش را به دست نیاورده ایم و برای ما مخفی است. از این قبیل سوالات:

۱. چه انتظاری از همسر آینده ات داری که نوع پاسخ او می تواند برای شما مهم باشد؟ مثلاً طرف مقابل بگوید من از همسرم توقع دارم بلافاصله بعد از عقد ماشین مدل بالا برایم تهیه کند و یا…..

۲. همسر شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد که مطلوب شما باشد؟

۳. اصلی ترین وظیفه زن و شوهر در مقابل یکدیگر چیست؟

۴. آیا تصمیم به ادامه تحصیل دارید؟

۵. هدف شما از ازدواج چیست؟

۶. به ترتیب علاقه خود را به سرگرمی های زیر ذکر کنید. (شماره گذاری کنید.)

ارتباط با دوستان و اقوام… مطالعه… رفتن به سینما… صحبت تلفنی… ورزش… گردش در خیابان… مسافرت… تماشای تلویزیون… ویدئو… بازی با رایانه….

۷. سوال از مکان زندگی آینده و نحوه آن آیا مستقل باشد یا همراه خانواده پسر؟

۸. نحوه معاشرت همسران با نامحرمان فامیل که با آن ها احساس نزدیکی و خودمانی دارد. (دختر خاله، پسر خاله، پسر دائی، دختر دائی)

۹. میزان علاقه همسر خود را در مورد ارتباط داشتن با دوستان و فامیل بدانیم؟

۱۰. نظر شما در مورد شرایط خاص…. و شغل و کار من چیست؟ و آیا می توانید با آن سازگار شوید.

۱۱. و….

شایسته است گفتگوی ازدواج، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید

محور های گفتگوی حضوری ازدواج

با توجه به ضرورت حصول شناخت متقابل قبل از ازدواج، دیدار طرفین وگفتگوی مستقیم در قالب جلسه معارفه، از اهمیت خاصّی برخوردار می باشد. آن چه در چنین جلساتی باید مدّنظر قرار گیرد؛ دو محور اصلی است.

۱. رۆیت وضعیت ظاهری

۲. گفتگو در مورد محورهای اساسی زندگی؛ به منظور آشنایی با دیدگاه و فراهم آوردن زمینه تفاهم در متن زندگی مشترک؛ از طریق طرح سۆال و دریافت پاسخ های مناسب.

شایسته است این گفتگو، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید و از داشتن حالت و وضعیت ظاهری تصنّعی و به کارگیری جملات و عباراتی که به طور معمول از آن ها استفاده نمی شود، خودداری کند.